|
|
|
||||
وبلاگ مورد نقد مورخ ۱۳ اردیبهشت ماه ۸۸ وبلاگ کارتون بلاگ ( مازیار بیژنی) محل جلسات : تهران - خیابان سید جمال الدین اسد آبادی- خ ۲۱ پارک شفق- فرهنگسرای دانشجو سرای کتاب - از ساعت ۱۷ الی ۱۹
گزارش جلسه نقد وبلاگ زلال حیاتجلسه نقد وبلاگ زلال حیات به نویسندگی علیرضا مجیدزاده نوسنده و مدیر وبلاگ رجایی زمان در روز یکشنبه 6 / 2 / 1388 در فرهنگسرای دانشجو محل دائمی جلسات نقد وبلاگ برگزار گردید .در ابتدای این جلسه آقای علیرضا مجیدزاده به معرفی خود پرداخت و عنوان کرد که از سال 86 وبلاگ نویسی را آغاز کرده و در ابتدای کار با بی مهری هایی نیز مواجه گردیده است ولی با اعتقاد بهاینکه اینترنت یک وسیله ارتباط رسانی نوین است به این کار خود ادامه داده تا زمان تاسیس پرشین بلاگ که اولین وبلاگهای فارسی خود را در این ارائه دهنده سرویس تاسیس می کند و به بیان معارف و فرهنگ اسلامی می پردازد . اما بعد از مدتی با تاسیس اولین وبلاگ سیاسی خود به مناسبت انتخابات نهم با نشانی انتخابات نهم و با عنوان رجایی زمان با بی مهری مدیران این سایت مواجه شده و گاه گاه بخشی از نوشته هایش را بدون اجازه ایشان از وبلاگشان پاک می کردند . که منجر انتخاب سرویس دهنده جدید شده و وبلاگ جدید خود را با آدرس رجایی زمان و همین عنوان در بلاگفا تاسیس می کند . پس از سخنان آقای مجیدزاده شرکت کنندگان سوالات خود ار یک یک مطرح کردند . ابتدا از ایشان پرسیده شد که شما در یکی از نوشته هایتان بیان کردید که فردای روز حضور رییس جمهور در اجلاس با دیدن تیتر روزنامه ها فکر کردید که روزنامه های اسراییلی در ایران پخش شده اند . ایا شما همیشه روزنامه های مخالف را اسراییلی می بینید ؟ ایشان در پاسخ گفتند : خیر هرگز روزنامه مخالف را اسراییلی نمی بینم ولی اگر روزنامه ای همنوا با دشمن شد در زدن آن تیتر ها و نحوه بیان با روزنامه های دشمن دیگر فرقی ندارند . زمانی که دشمن به رییس جمهور بی احترامی کرده هر ایرانی وطن دوست بر خود واجب می داند که از ایشان حمایت کند حالا مهم نیست که اسم این رییس جمهور احمدی نژلد باشد یا کس دیگر مهم دفاع از نماینده ملت ایران است . زمانی که عده ای با دشمن همنوا می شوند دیگر در آن موضع آنها با دشمن فرقی ندارند . به این مخالفت نمی گویند . این دشمنی است . در پاسخ به سوال این که اگر آقای احمدی نژاد رای نیاورند آیا باز هم از ایشان حمایت می کنید بیان کردند مسئله شخص احمدی نژاد نیست مسئله حق وحقیقت است . من از حق دفاع می کنم . هر کس در این راه گام بردارد بر خود فرض می دان از او دفاع کنم . سپس پرسیده شد شما چه جیزی در احمدی نژاد دیدید که او را طرفدار حق دانستید ؟ و پاسخ دادند که ایشان بعد از سالها که برخی داشتند به جامعه تلقین می کردند که دیگر تفکرات انقلابی و دینی جایی در جامعه ندارد به بیان این تفکرات پرداختند اگر خاطرتان باشد کم کم ارزشهای انقلابی را می خواستند به باد فراموشی بسپارند تا سخن از ارزشهای انقلابی می زدیم می گفتند اینها دیگر قدیمی شده تا میگفتیم ولایت فقیه می گفتند دیگر کسی به این چیزها اعتقاد ندارد . ایشان در ابتدای سخنان خود در دعای خود می گفتند واحفظ قاعدنا برخی می گفتند آقا این حرفها را نزن رای نمی آوری ایشان گفتند که من اصلا آمده ام همینها را بگویم نیامده ام رای بیاورم . ایشان بسیاری از رازشهای انقلابی را دوباره زنده کردند و بیان کردند . در زمانی که دولتها اختلاف طبقاتنی به وجود آوردند در حدی که ماشین بیت المال را به یک هشتم قیمت فروختند آن هم قسطی و به خاطر روششان حتی بحث عدالت اجتماعی را از نماز جمعه پاک کردند چون به رفتارشان نمی خورد ایشان آمدند دوباره بحث عدالت را مطرح کردند . اگر امروز میر حسین موسوی هم جرات می کند حرف از عدالت می زند مدیون ایشان است والا چهار سال قبل کسی جز آقای احمدی نژاد جرات بیان این حرفها را نداشت . در پاسخ به سوالی که با حضور احمدی نزاد در اجلاس ژنو به ایران بی احترامی شد در حالی که در دولت قبل هر جا خاتمی می رفت هرگز بی احترامی نمی کردند گفت که خوب دولت قبلی به آنها باج میداد دیگر در باج دادن که بی احترامی ندارد پرسیده شد چه باجی مجیدزاده گفت : مثلا انرژی هسته ای دو سال کاملا تعلیق شد وقتی احمدی نژاد اومد پلمپ ها را شکست به او گفتند که این کار را نکن آنها حمله می کنند ایشان گفتند که خیر آنها جرات حمله ندارند و این کار را کرد و دیدیم که آنها حمله هم نکردند . یعنی برای ما هم مسلم بود آمریکا جرات حمله به ایران را ندارد . بعد پرسیده شد که شما از کجا می گویید که جرات ندارد . مجیدزاده گفت آنها تجربه تلخ 8 سال جنگ را دارند حضرت امام فرمودند که این جنگ ما را بیمه کرد همین بود آنها 8 سال جنگ را به ما تحمیل کردند ما تنها بودیم اما مقابل ما همه دنیا . در جنگ ما هیچ چیز نداشتیم ولی آنها همه چیز داشتند . در عملیات ها ما کلاش داشتیم و آرپی چی هفت با فقط 9 تا گلوله در حالی در مقابل ما گاهی سی تا تانک بود نه تا گلوله له هرف هم می خورد می شد نه تا تانک دیگر عراق احتیاج به شلیک هم نداشت می توانست با تانکهایش بیاید از روی ما رد شود اما می بینیم که آنها شکست می خورند . ما گلوله نداشتیم به پدافند هوایی می گویند بیخودی تیر نزنید تا هواپیما را ببینید . عراق با گلو.له ضد هوایی نفر می زد . دوشکا ت اقبل از جنگ ما علیه هلی کوپتر استفاده می شد در این جنگ عراق علیه نفر استفاده می کند . این همه تفاوت و باز هم پیروزی ما . این برای دشمن درس عبرت شده . سپس پرسیده شد که شما و رزمندگان برای یک سری ارزشها رفتند و جنگیدند آی اهنوز اون ارزشها هست که فکر کنید باز هم همان قدر رزمنده وجود دارد . ایشان گفتند که شاید برخی ارزشها کم رنگ شده و ما هم از آن ناراضی هستیم ولی این دلیل نمی شود که فکر کنیم رزمنده دیگر نمی رود بجنگد من فکر می کنم هنوز هم ایران نه تها همان میزان بلکه بیشتر رزمنده دارد . یکی از حاظرین پرسیدند که اگر شخص دیگری بهتر از احمدی نژاد بیاید و حرف حق بزند از چه کسی حمایت مب کنید ایشان فرمودند که یقینا از کسی بهتر باشد و حرف حق را بهتر اجرا نماید والا اشخاص مهم نیستند خط و روش و راه مهم است . شما توجه کنید متاسفانه ما در بحثهای سیاسی سریع توجه خود را متمرکز می کنیم روی افراد در حالی که در بحث سیاسی اشخاص مهم نیستند راه و روش و خط مهم است والا این شخص نباشد شخص دیگری روش درست یا غلط شخص را دنبال می کند . من در مورد خط و روش بحث می کنم . سپس سوالی در مورد حجاب مطرح شد و پرسیده شد شما مطلبی در مورد حجاب دارید که خیلی تخصصی است آیا همه اینها را خودتا ن نوشتید که بیان شد خیر این مجموعه ای تحقیقا دانش آموزی و نوشته های تکمیلی من است . دانش آموزان در یکی از مناطق تهران یکبار بیان کردند که آقا ما امکان انتخاب دین دیگر نداریم و تحقیق هم نمی توانیم بکنیم با آنها برای تحقیق به کلیسا رفتیم و بعد به معبد زرتشتیان در آنجا نوشته بودند که بدون حجاب وارد نشوید . بچه ها پرسیدند مگر شما هم حجاب دارید . روحانی زرتشتی که آنجا بود بیان کرد که ایرانیان در قدیم و در دین زرتشت حجاب داشتند این شد یک زمینه و یک محرکی برای تحقیق در مورد حجاب که این تحقیق ها را که من جمع بندی کردم بعد از آن خودشان انجام دادند . سپس در مورد مد و مدگرایی سوالی مطرح شد و در مورد مطلبی در مورد تیپ و موی جوانان سوالی پرسیدند که آقای مجیدزاده بیان داشتند که مسئله در مد گرایی تعطیل شدن مغز است کسی که مدگرا می شود دیگر روی هیچ چیز در مورد آن مد فکر نمی کند گاهی لباسی را می پوشد که اصلا در شان او نیست . به جوانی که خیلی مد گرا بود گفتم اگر روزی زنگوله مد شود زنگوله می اندازی گفت بله زنگوله هم به خودم آویزان می کنم . این یعنی تعطیلی مغز . یعنی تعطیلی فکر . و این خوب نیست . اگر کسی لباسی هم مد بود و خوشش آمد و دید در شانش است و با این تفکر پوشید نه فقط به خاطر مد بودند این خیلی بد نیست ولی اگر مدگرا شد چیز جالبی نیست . در آخر آقای درخشنده به سوالاتی پرداختند ایشان پرسیدند که ما متوجه شدیم شما یکی از جانبازان جنگ هستید چرا وبلاگی برای بیان خاطرات خود درست نمی کنید . مجیدزاده در این مورد گفت : من خاطرات ارزشمندی ندارم . در واقع یک کمی هم می ترسم . یک زمانی قرار شد خاطرات خودمان را برای روایت فتح بیان کنیم تا ثبت کنند دو جلسه این کار را کردم بعد احساس کردم که قدری ریا داخل کارم شده ترسیدم و دیگر از این کار دست کشیدم .
***دوستان و یاران شرکت کننده در این جلسه :
نقد کارشناسی درخشنده : لیست وبلاگ های در انتظار نقد هفته های آتی : ۱۳ اردیبهشت ماه ، کارتون بلاگ ( مازیار بیژنی) ۲۰ اردیبهشت ماه ، هوای شرجی ۲۷ اردیبهشت ماه ، یک قلب پاک ...( رضا علی نیا) ۳ خرداد ماه ، وبلاگ سجاده ای پر از یاس( سادات علوی) ۱۰ خرداد ماه ، تظاهرات درونی( عباس صادقی) ۱۷ خرداد ماه ، پارتیزان 2 ( سهیل کریمی ) ۲۴ خرداد ماه ، حضرت خضر( اشکان مجللی) ۳۱ خرداد ماه ، وبلاگ دل شدگان ۷ تیر ماه ، وبلاگ مثل خدا ۱۴ تیر ماه ، وبلاگ خود من ۲۱ تیر ماه ، وبلاگ تکلیف (علی اکبر رضایی) ۲۸ تیر ماه ، وبلاگ بی سواد ( پیمان دانشفر) ۴ مرداد ماه ، وبلاگ هوای تازه ۱۱ مرداد ماه ، ۱۸ مرداد ماه ، وبلاگ خورشید نامه ۲۵ مرداد ماه ، وبلاگ مکتوب یکم شهریور ماه ، وبلاگ قاتل حرفه ای ( سینا صادقی)
+
نوشته شده در ساعت توسط
|
|
|||||
|
|||||