تبليغاتX
Image and video hosting by persiangig گزارش جلسات هفتگی نقد وبلاگ

وبلاگ مورد نقد مورخ ۲۷ اردیبهشت ماه ۸۸

وبلاگ یک قلب پاک از تمام معابد جهان زیبا تر است

محل جلسات :

تهران - خیابان سید جمال الدین اسد آبادی- خ ۲۱ پارک شفق- فرهنگسرای دانشجو

سرای کتاب - از ساعت ۱۷ الی ۱۹

 

گزارش جلسه نقد وبلاگ هوای شرجی :

 

بسم الله الرحمن الرحیم.

تشکر میکنم از همه ی دوستانی که قبول زحمت کردند و تشریف آوردند اینجا. امیدوارم این جلسه به همون اندازه که برای من مفید خواهد بود ان شا ا... برای شما هم مثمر ثمر باشه.

من با اسم وبلاگی نگاه مینویسم. الان مدت 6-7 سال است که در کشور بلژیک شهر بروکسل زندگی میکنم و نوشتن در هوای شرجی را هم از همون ماههای اولیه ی اقامتم شروع کردم. هدفم از این وبلاگ یکی این بود که راهی برای ارتباط با هموطنان و همزبانها داشته باشم و دیگر اینکه از اونجایی که چند سال قبل از اون هم تجربه ی زندگی در کشور دیگه ای از اروپا را داشتم خواستم این بار سیر فکریم را جایی بیان کنم تا خودم متوجه تغییرات بشوم و چون وبلاگ جایی است که دیگران هم میتونند در مورد افکار آدم قضاوت کنند این کمک میکرد به رشدم. علاوه بر اون بنا به تجربه ی قبلیم متوجه شده بودم که هستند در ایران کسانی که براشون جالب باشه بدونند در اون طرف مرزهای ایران مردم چگونه فکر و زندگی میکنند و این نوشته ها میتوانست کمکی باشد برای کسانی که تمایل دارند از دریچه ای مثل دیدگاه من به اون طرف نگاه کنند. نگاه کسی که به هر حال تلاشش را کرده که تا حد امکان به یه سری باورها و متعلقاتش پایبند باشد اما در عین حال خودش را با جامعه جدید وفق بده.

در صحبتهاتون مطرح گردید که برای ارتباط شروع به نوشتن کردید اما تاریخ پستها این طور نشون نمیده. این اواخر خیلی کم مینویسید

درسته. یه دلیلش به این خاطر است که اوایل ورود به یه کشور دیگه آدم بیشتر احساس تنهایی میکنه اما الان مسلما من دوستهای خودم را دارم و با اطرافیان راحت تر ارتباط برقرار میکنم پس اون نیاز به نوشتن کمتر حس میشه علاوه بر این، اوایل هر اتفاق و موضوعی چون تازگی داره میتونه موضوعی برای تعریف در وبلاگ باشه اما وقتی در یه جایی برای یه مدتی زندگی کردید خیلی چیزها براتون عادی میشه که دیگه نیازی به بیان اون نمیبینید. هر چند که ممکنه برای کسی که در ایران هست هنوز شنیدنش جالب باشه. البته حقیقتا من هیچوقت حرف کم نیاوردم و الان وبلاگ من پر از پستهای پیش نویس شده ی پست نشده است. دلیلش هم اینه که انتظارم از خودم بیشتر شده و اعتقاد دارم وظیفه دارم به احترام یه سری ازخوانندگان مطالب را الکی پست نکنم و با تعمق هر چیزی را بفرستم و چون این سالها ی اخیر از لحاظ درسی و کاری سرم خیلی خیلی شلوغ بوده فرصت تصحیح و ویرایش نوشته ها و یا حتی نوشتن اولیه شون متاسفانه دست نمی داده

 

در پست اسفند ما سال 81  نامه هایی داشتید به ایران میخواستم بدونم بازم ازاین نوع نامه ها ادامه داشت؟ نه دیگه تو همون مقطع زمان بود البته ارتباطات قطع نشده اما کمتر شده یا شکلش عوض شده.

 وقتی نامه های شما رو میخوندم یه حس خاصی به من دست داد یاد کارتون (بابالنگ دراز) افتادم تا حالا کسی این حرف رو بهتون گفته بود؟

 بله خیلی جالبه چون قبلا هم یکی از دوستای خودم همین حرف شما رو به من گفته بود البته نه در زمینه ی وبلاگ. سال اول دانشگاهم در ایران بود. شاید به این خاطر است که شخصیت «جودی ابوت» هم در یه محیطی بود که خودش را یه جورهایی بیگانه با اون محیط میدونست! به هر حال تشبیهتون برام خیلی جالب بود.

 شما چرا خیلی بی رحمانه در مورد آداب و روسم ما ایرانی ها در وبتون مینویسید برای ما که در اینجا زندگی میکینم شاید کسل کننده باشه ؟ من فکر نمیکنم بی رحمانه بنویسم من فقط انتقاداتی که به نظرم می آد را مطرح میکنم. من اصلا خودم را از اون دسته آدمهایی نمیبینم که وقتی از کشور خارج شده اند به محض برگشتشون به همه چیز گیر میدهند من سعی کرده ام همیشه از همه چیز بگم چه خوبی چه بدی! هدفم هم از بیان انتقادات اینه که شاید یه نفری که از این جا رد بشه با خوندن این نوشته به فکر بره که فلان رفتار میتونه اشتباه باشه. 

کشور ما چیز های با ارزشی داشته که بخواهید بنویسید و حرف بزیند چرا در مورد اینها سخنی نگفتید ؟ ببیند بله داشته ولی اونجا بلژیکی ها که این نوشته ها رو نمیتونن بخونن همه ی ایرانی ها هم این آثار و میدونن ولی مدت زمان اندک من و حجم بالای کار منو از این نوشته ها دور کرد

آیا خوبی های ایران یا بدی های اروپا را هم تا حالا ذکر کردید؟

البته

میشه مثال بیاورید؟

مثلا عرق ملی در ایرانی ها خیلی بیشتر از بلژیکی هاست. در ایران کسی در مورد اینکه یه قسمت از ایران بخواهد جدا بشه هرگز به راحتی ازش نمیگذره اما در بلژیک در مورد دو قسمت شدن کشورشون خیلی ها راحت صحبت میکنند. یا نسبت به مراکشی ها ما ایرانی ها هیچ وقت خودمون را دست کم نمیگیریم همون طور که در پستهای مربوط به نژاد پرستی نوشته ام (نمیدونم البته این موضوع را پست کردم یا نه چون در این زمینه چند تا نوشته ی پست نشده دارم) مثلا اگر یه جایی تبعیضی پیش بیاد من ایرانی اون را به خاطر نژاد پرستی نمیگذارم فوق فوقش بگم طرف از خارجی خوشش نمی آد اما معمولا مراکشیها یا آفریقاییها خودشون را دست پایین میگیرند و انتظار برخوردهای تبعیض گونه را دارند!

 

 

 شما دوره ایی از تحصیلتون در دانشگاه ایران درس میخوندید اون موقع از نظر حجاب چطور بود جامعه؟ بچه های اون زمان با اینکه اجباری نبود در انتخاب نوع پوشش اما پوشش خوبی داشتن ولی الان من در شرکتی که کار میکنم ظاهر مردم با باطنشون خیلی متفاوت هست به قدری که در شرکت یه جور هستند بیرون از محیط کاری جور دیگری ظاهر میشوند

 به نظر شما علت اجتماعی که به این سبک هست چیه؟

یه زمانی میگفتن تلوزیون خیلی اثر میذاره و مردم عموما از این پیروی میکردن ولی در جامعه  کنونی  ما دستخوش خیلی از تغییرات شده ایم دیدگاه های افراد خیلی فرق کرده

 فکر نمیکنید تربیت خانواده تاثیر گذارهست؟

صد در صد تاثیر داره اما فکر میکنم در تربیت خانواده نباید اجبار باشه بلکه آگاهی دادن و تشویق باشه. چون به نظرم افراد اگر با میل خودشون دست به کاری بزنند مسلما خیلی تاثیرش بیشتر هست .

شما ایرانی هستید به این ایرانی بودن افتخار میکنید؟

صد درصد

 تا حالا شده از ایرانی بودن خود سر باز بزنید؟

خیر ولی بعضی اوقات اگر با گفتن ایرانی اگر بخواهد به جونم ضرر بزنه چرا میگم  پارسی هستم  و دروغی هم نگفته ام  

فکر میکنید وضعیت الان ایران جوری هست که آدم خجالت بکشه از بیان اینکه ایرانی است؟

من شخصا ترجیح دادم همیشه عنوان کنم ایرانی ام تا اینکه به خاطر نوع پوششم و تعداد زیاد مهاجرین مراکشی در بروکسل دیگران فکر کنند که مراکشی ام. البته نوع دیدگاههای اطرافیان خیلی مثبت تر شده وقتی که فهمیده اند که من ایرانی ام. 

 تا حالا در مورد ایران مذاکره کردید ؟

 بله من با اساتید دانشگاه و انسانهای تحصیل کرده ساعت ها حرف میزنم تا عقیده هایی که گاهی خلاف واقعیت هست را عوض کنم ولی معمولا با آدمی که مثلا مراکشی میوه فروش در بازار هست  در مورد ایرانی  بودن حرف نمیزنم چون تاثیری که باید داشته باشه نداره و فقط یه راهی میشه برای اینکه این جور آدمها سر صحبت را باز کنند!

جایگاه ایرانی ها در کشور های خارجی چگونه هست؟ 

 سال اولی که من رفته بودم یک خانوم آلمانی به من گفت ایرانی های مقیم آلمان اکثرا تحصیل کرده و دکتر،مهندسند. معمولا هم همین طوریه یعنی مهاجرین ایرانی اکثرا کسانی هستند که برای تحصیل میرن وبه دلایلی موندگار میشوند و مثلا با مهاجرین بعضی از کشورها که به عنوان نیروی کارگری می آیند متفاوتند. البته استثناهایی هم هستند مثل نمونه هایی که در وبلاگم تعریف کردم اما اکثرن تحصیل کرده اند.

 توی وبتون از گلهاتون نوشته بودید به چه نتیجه ای رسید؟

گل ها همونطوری هستن البته  بامبو تقریبا از بین رفت ولی اون جونه ها الان هستند و این خیلی جالب بود که مرگ و رندگی این قدر قشنگ به هم مربوطند.

 شما کی برمیگردید ؟

کمتر از یک هفته

درستون کی تموم میشه؟

 درس که هیچ وقت تموم نمیشه! بستگی داره تا کجا بخواهیم ادامه بدیم. مقطعی که الان میخونم تا  یک سال دیگه

 بعد از اتمام درستون میمونید یا برمیگردید؟

 خودم فکر میکنم برگردم ولی بستگی به شرایط موجود داره باید سبک و سنگین ها رو با هم بسنجم شاید  شرایط اونجا بهتر بود ولی آرامش و علاقه های  زیادی این ور دارم که بخوام برگردم. به هر حال اعتقاد دارم که آدم باید جایی زندگی کنه که احساس خوشبختی میکنه و این حس خوشبختی قسمتیش با احساس مفید بودن برای خود و جامعه به دست می آد.

 برای انتقال ارزشهاتون با توجه به زبانی که بلد هستید کاری کردید؟

 بله قبلا یک وبلاگ  ایجاد کردم ولی به دلیل تغییر سرویس بلاگی مطالبم پاک شد دیگه به خاطر مشغله هام تلاشی نکردم ولی در اولین فرصت دوست دارم در این زمینه هم کار کنم


  

 نظر کارشناسی درخشنده : 

استفاده ار قالب نگارشی خاطره در قلم نویسنده محترمه وبلاگ ، به خوبی توانسته است حس همزاد

پنداری را در خواننده ایجاد کند.

نویسنده محترمه وبلاگ با اینکه در دیار غربت زندگی می کند ولی به خوبی توانسته است ارزش های

فرهنگی و تمدن یک ایرانی اصیل را به معرض نمایش بگذارد.

حضور این بلاگر که در کشور نروژ به تحصیل مشغول است ، در جمع صمیمی شرکت کنندگان در جلسه

نقد ، موقعیت ارزشمندی را فراهم آورد تا دوستان بهتر با قلم توانا و شخصیت فاخر این بلاگر آشنا شوند.

در این جلسه ما با زوایای زیبای قالب نگارشی خاطره بیشتر آشنا شدیم و از آن مهمتر ، با

شخصیتی آشنا شدیم که در عین تنهایی و غربت ، توانسته است با تکیه بر ارزش های والای انسانی و

تربیت درست  خانوادگی ، نمونه ای ارزشمند از یک ایرانی مسلمان در خارج از کشور باشد.

از ثمرات گوهر بار این جلسات نقد شاید همین بس باشد که توفیق آشنایی و بهرمندی از مواهب قلم و

حضور چنین فرهیختگانی را نصیبمان نموده است.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

وبلاگ مورد نقد مورخ ۲۰ اردیبهشت ماه ۸۸

وبلاگ هوای شرجی

محل جلسات :

تهران - خیابان سید جمال الدین اسد آبادی- خ ۲۱ پارک شفق- فرهنگسرای دانشجو

سرای کتاب - از ساعت ۱۷ الی ۱۹

 

گزارش جلسه نقد وبلاگ کارتون بلاگ

 

چی شد وب نویس شدید ؟

البته دوست نداشتم وب نویس بشم چون مراجعه کننده های وبم میدونستم زیاد هست دوست داشتم از اول سایت داشته باشم ولی به دلیل مشکلات فنی مجبور شدم وب بزنم.

 از چه زمانی با کیهان شروع به کار کردید؟

 از سال 77

 چطور فهمیدید با کیهان میتونید کار کنید ؟

 دعوت کار از طرف روزنامه کیهان به من شد.  

 مقاله های بی متن شما بعد از همکاریتون با کیهان به چاپ رسید یا قبلش ؟

نه همزمان بود با کار کردم در روزنامه

 آیا جناح فکری شما منطبق با روزنامه کیهان هست همکاریون با همدیگه راحت هست؟

عادی هست من حدود 200 کاریکاتورم رو آنها چاپ نکردن ولی در کل بله از کارکردم با کیهان راحت هستم . من یک همسویی عقایدی با هم داریم .

 نگاهتون به مقوله کاریکاتور چیه؟ دوست دارید کارکردن کاریکاتور رو که به سمت رفتید؟

اینکه دوستش دارم  بله علاقه ی من کار کردن کاریکاتور هست مثلا شما از یک شاعر بپرسید چرا شاعر شده  خب مقوله عادی هست علاقه داشته به این سمت رفته دیگراز روی علاقه کاریکاتور رو انتخاب کردم تا بتونم حرفهامو راحت بزنم

 سالیان سال هست که در همه ی کارهاتون دو تا بچه مشاهده میشه این جز سبک کاریتون هست ؟ نه خیر این امضا حرفه ای من هست کاریکاتوریست باید یک امضایی در اثری که می آفرینه داشته باشه که من این نوع امضا رو میکنم.

 شما از پیشتر از زنبور به عنوان امضا خودتون استفاده میکردید چی شد رو آورید به یاسر و سمیه؟

چون زنبور از یک نیش برخوردار هست خواستم بار خشونتش کم بشه

 کتاب هلوکاست شما در جوامع بین المللی سر و صدای زیادی کرد این سفارش از حکومت بود یا اینکه ایده خودتون بود؟

در مورد هلوکاست بحث زیاد است ولی ایده این کتاب از خودم بود در سال 84 ایده اش را با خانه کاریکاتور مطرح کردم که با اقبال خوبی پیگری نشد ولی بعد از گشت زمان توانستم  خوذم چاپ کنم

 اگه بخواید نماد منافق رو به تصویر بکشید چی میکشید؟

بعضی ها را باید از روی عملکرد نشون بدهیم مثلا مجاهدین خلق تروریست هستن عملکرد اشخاص را در شرایطی که هستن باید نشون بدیم خیلی از مواقع نمیشه با یک تصویر به عمق ماجرا پی برد

 نوع کار شما با دیگر کاریکاتوریست ها متفاوت هست شما در کارهاتون از سایه و حاشور استفاده نمیکنید چرا؟

کارهای من بستگی به دوره هایی بوده که من ازاون دوره ها بیرون اومدم در یک دوره ای 77 و 78 سبک کاری من با الان خیلی متفاوت بود ولی در کل سادگی کار رو خیلی اینطوری دوست دارم تا حد امکان از عناصر صحنه کمک میگیرم و تازه اینکه خیلی از اساتید این کار رو میکنن

 شما هیچ انتقادی به دولت آقای احمدی نژاد نداشتید که به تصویر نکشدید؟

چرا اتفاقا تعداد زیادی هست در کتب خودم هم منتشر شده ولی حالا موردی که نمیشه گفت ولی در کل من انتقاد هایم رو هم به تصویر میکشم

 جلد روی کتابهاتون رو هم خودتون طراحی میکنید ؟

جلد روی کتابهاتون رو بر چه معیاری قرار میدهید؟ کتاب مقاله های بی متن کار خودم نبوده ولی بقیه تا حدودی کار خودم است. ببیند کار کتاب کاریکاتور با دیگر کتاب ها تا حدودی متفاوت هست به این خاطر که درون کتاب از همه قشری تصویر کشیدی و با بیشتر نهاد و ارگانها ارتباط دارید باید چیزی را بکار بگیرد روی تصویر که به همه ی اینها بخورد و کار خیلی سختی هست

 آیا در کاریکاتور کسی رو توهین کردید فرد توهینی شما کسی بوده ؟

 ببیند در کایکاتور به فرد توهین نمیشه به اون تیپ آدم که اون خصلت ها رو داشته باشه به تصویر کشده میشه

 کاریکاتور یک طلبه سیرجانی از شروع تا صدور حکم  از منظر خودتون چیه؟

منم در حد شما میدونم

 جایگاه کاریکاتور به نظر شما در جامعه ما کجا میتواند بهتر ارائه شود؟

 در مطبوعات فقط در کتاب و نمایشگاه چندان مخاطبی رو که باید داشته باشه نداره

  آیا ازشما  تاحالا شکایتی هم شده برای کایکاتوری که کشیدید ؟

 خیر از من که نه ولی از مدیر مسئول روزنامه بله شده

 کدوم کاریکاتور رو وقتی کشدید دلتون خنک شد ؟

 الان در ذهنم نیست بین 2000 تا کار کاریکاتور انتخابش واقعا سخته

 برای کشیدن کاریکاتور از چه چیزهایی الهام میگیرید؟

اتفاقات روزهانه " آدم های دور و برم " اس ام اس های دوستام و بقیه رویدهای زندگی ام

 

 

 

نظر کارشناسی درخشنده :

 

لیست وبلاگ های در انتظار نقد هفته های آتی :

۲۰ اردیبهشت ماه ، هوای شرجی

۲۷ اردیبهشت ماه ، یک قلب پاک ...( رضا علی نیا)

۳ خرداد ماه ، وبلاگ  سجاده ای پر از یاس( سادات علوی)

۱۰ خرداد ماه ، تظاهرات درونی( عباس صادقی)

۱۷ خرداد ماه ، پارتیزان 2 ( سهیل کریمی )

۲۴ خرداد ماه ، حضرت خضر( اشکان مجللی)

۳۱ خرداد  ماه ، وبلاگ دل شدگان 

۷ تیر ماه ، وبلاگ مثل خدا

۱۴ تیر ماه ،  وبلاگ خود من

۲۱ تیر ماه ، وبلاگ تکلیف (علی اکبر رضایی)

۲۸ تیر ماه ، وبلاگ بی سواد ( پیمان دانشفر)

۴ مرداد ماه ، وبلاگ هوای تازه

۱۱ مرداد ماه ،

۱۸ مرداد ماه ، وبلاگ خورشید نامه

۲۵ مرداد ماه ، وبلاگ مکتوب

یکم شهریور ماه ، وبلاگ قاتل حرفه ای ( سینا صادقی)

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   |