|
|
|
||||
|
وبلاگ مورد نقد جلسه ی یکشنبه ۱۸ اسفند ۸۷ آدرس : تهران - خ سید جمال الدین اسد آبادی ( یوسف آباد) خ ۲۱ پارک شفق - فرهنگسرای دانشجو- سرای کتاب. از ساعت ۱۷ الی ۱۹
گزارش نقد وبلاگ مورخ یکشنبه ۱۱ اسفند ۸۷ وبلاگ برای امروز ، فردا و همیشه ام
پیش نقد : دومین هفته از آخرین ماه سال ۸۷ جلسه هفتگی نقد وبلاگ ها رو با وبلاگ "برای امروز، فردا و هميشهام" آغاز كرديم ايشون جلسه رو با معرفی خودشون شروع کردن: سمیرا نکوئیان هستم ۲۴ساله، دانشجوي كارشناسي ارشد مترجمي. حدود ۵ يا ۶ سال هست که وبلاگ مینویسم . ابتدا وبلاگ "ممول" را داشتم که حدود ۲-۳ سال آنجا می نوشتم بعد وبلاگم را عوض کردم و حالا اینجا مینویسیم. گزارش جلسه ی نقد : انگیزهی شما از وبلاگ نویسی چیست؟ زمانی که شروع به وبلاگنویسی کردم انگیزهی خاصی نداشتم، اما الان فقط برای نوشتن، مینویسم. برای من مهم نیست کسی وبلاگم را میخواند یا نه ، برایم مثل دعا کردن است و با این کار خودم را آرام میکنم. برخی از لینکهای شما چندین بار تکرار شدند؟ من وبلاگم را دوبار حذف کردم. یک بار کاملاً حذف شد و یک بار هم حذف موقت کردم و دوباره برگرداندم. قالبی هم که ساخته بودم پیوندها در قالب بودند ، یک بار هم لینک دوستان را گذاشتم که همهی آنها دوباره برگشتند. چرا حذف موقت کردید و چرا برگشتید و چرا از ممول به این وبلاگ روی آوردید؟ وقتی شروع به نوشتن کردم 18 یا 19 ساله بودم و فضاي ممول با این وبلاگ خیلی متفاوت بود و چون احساس کردم بزرگ شدهام تصمیم گرفتم در این وبلاگ بنویسم. در مورد حذف وبلاگم هم به دلیل مشکلی که برایم پیش آمد ترجیح دادم که حذفش کنم اما دیگر وبلاگم را حذف نمیکنم. آیا برای شما مهم هست که نوشتههای شما را دیگران بخوانند؟ برای من مهم نیست، اما اگر یک خواننده داشته باشم که خوب بخواند خیلی بهتر از این است که 20تا خواننده سرسري داشته باشم. به نظر شما خوانندههای سرسری چگونه خوانندههایی هستند؟ عدهای به وبلاگ و کامنت فقط دید مادی دارند در واقع فقط کامنت را برای وبلاگ خودشان میخواهند. گویا تأثیرپذیری شما از خوانندهها کم است؟ بله، اصولاَ در همهی موارد تأثیریپذیری کمی دارم. شما بیشتر حسي مینویسد یا روی موارد خاصي كار ميكنيد؟ من در مورد اینکه میخواهم چه چیزی بنویسم فکر نمیکنم. گاهی در مورد مسألهی خاصی تصمیم به نوشتن گرفتهام اما هنگام نوشتن در مورد موضوع دیگری نوشتهام. آیا خوانندههای وبلاگ برای شما مهم هستند؟ بله اگر مهم نبودن کامنتها را میبستم که کسی نظر ندهد. چرا به جای دفتر در وبلاگ مینویسند؟ من، هم در دفتر مینویسم و هم در وبلاگ، اما وبلاگ به طور صددرصد برای من یک ابراز تعامل نیست. براي امروز، فردا و هميشهام، گذشته براي شما چه جايگاهي دارد؟ گذشته مهم نيست. فكر نميكنيد پستهاي طولاني شما خستهكننده هستند؟ پستهاي قديمي طولاني بودند اما پستهاي فعلي طولاني نيستند، در ممول هم خيلي طولاني مينوشتم، به دليل كمبود وقت خودم هم ديگر نميتوانم مطالب طولاني بنويسم. هدف شما از وبلاگنويسي چيست؟ فقط نوشتن. شوخطبعي را چگونه انعكاس ميدهيد؟ جديداَ پستي با اين مضمون ننوشتم. اما در آرشيو شما پستهايي با اين مضمون وجود دارد! متأثر از ممول بوده چون من هنوز در آن فضا بودم. تابهحال به اين فكر كرديد كه بازخورد خوانندههاي شما چگونه بوده است؟ بهطور صددرصد هر خوانندهاي نميتواند وبلاگ من را بخواند و با آن ارتباط برقرار كند. آيا تابهحال در نوشتن براي خودتان خط قرمز ايجاد كردهايد؟ بله جديداَ خط قرمزهاي زيادي براي خودم تعريف كردهام. شما مطالب خود را به صورت آنلاين مينويسيد يا قبلا تايپ ميكنيد؟ بيشتر پستها را بهصورت آنلاين مينويسم، اما برخي از پستها را از قبل مينويسم. بهنظر شما كاركرد رواني وبلاگتان چيست؟ براي من آرامكننده است. آيا شما وبلاگ هم ميخوانيد؟ در گذشته زياد وبلاگ ميخواندم اما حالا وقت كافي ندارم. شما در "دربارهي وبلاگتان" نوشتهايد يك نيمچه مترجم هستيد، آيا تابهحال شده مطلبي را هم به انگليسي بنويسيد؟ بله و قصد دارم يك وبلاگ به زبان انگليسي هم بنويسم. دليل اينكه شما از كامنتهايي با اين مضمون كه "وبلاگم را آپديت كردهام" بدتان ميآيد، چيست؟ به دليل اينكه همان انرژياي كه براي بيشتر شدن بازديدكنندهها ميتوان گذاشت، ميشود از همان انرژي براي بهتر نوشتن استفاده كرد و فكر ميكنم كميت، كيفيت را كاهش ميدهد.
فكر نميكنيد خوانندههاي وبلاگ شما ارزش دارند و بايد به آنها جواب بدهيد؟ به كساني كه كامنت ميگذارند "به من سر بزنيد"، اصلا سر نميزنم، اما به علت محدود بودن زمان براي وبلاگهايي وقت ميگذارم كه بهتر هستند و براي كامنتهايم انتظار برگشت ندارم. آيا از كسي توقع داريد كه وبلاگ شما را بخواند؟ نه از كسي توقع ندارم. اما بعضي از افراد خاص هستند كه دوست دارم وبلاگم را بخوانند. شما گفتيد براي شخصي كامنت گذاشتهايد "چرا به من سر نميزني؟" فكر نميكنيد كسي اين انتظار را از خود شما داشته باشد؟ من خواستهام را گفتم يا جوابي ميگيرم يا نميگيرم، افراد ديگر هم ميتوانند خواستهشان را بگويند. آيا روش شما در وبلاگنويسي موفق بوده است؟ بستگي دارد موفقيت را از چه ديدي ببينيم. اگر منظور كامنت زياد داشتن باشد، نه. با اين همه سال تعداد كامنتهاي من زياد نيستند، آنچه كه براي من مهم است اين است كه خوانندههاي من به نوشتههاي من دل بدهند، فكر ميكنم در اين حوزه موفق بودهام. نتيجهاي كه از پست آخر ميخواستيد بگيريد چه بود؟ يك مطلب حسي بوده و نميخواستم نتيجهاي بگيرم.. در قسمتي از پست "از كجا به كجا" شما عاميانهنويسي كردهايد درحالي كه تمام جملههاي شما رسمي هستند، چرا؟ بهنظر من نويسنده از نگارشی هيچوقت حق ندارد شكستهنويسي كند. اگر قرار به عاميانه نوشتن باشد اين اتفاق بايد در ذهن خواننده رخ دهد. چون وبلاگ من را نسل بعد از من هم خواهند خواند، اگر شكستهنويسي كنم در واقع تغيير در نگارش فارسي دادهام و ديگران بعد از من تغييراتي ديگر خواهند داد و به مرور زمان باعث تغيير نگارش فارسي خواهد شد. گويا شما در مطالبتان قصد پيچيدگي و ابهام نداريد اما قلم شما خيلي ساده و روان نيست، چرا؟ من هم مانند شاملو يا نادر ابراهيمي، ميخواهم سبكي براي خودم داشته باشم. بهنظر شما سبك برگرفته از چيست؟ تأثير، و من در نوشتن از نادر ابراهيمي تأثير ميگيرم. لطفاَ انگيزه خودتان را از نوشتن بيشتر توضيح دهيد؟ هدف و برنامهي خاصي ندارم. به وبلاگم علاقه دارم اما وابستگي، نه! آيا عدم وابستگي در نوشتههاي شما تأثير نميگذارد؟ من سعي ميكنم به چيزي وابسته نشوم. آيا پست خاصي مدنظر داريد كه بخواهيد با صداي خودتان خوانده شود؟ من تمام پستهاي خودم را دوست دارم. آيا آمدن شما به جلسات تأثيري در نوشتن شما داشته است؟ بله، كساني هستند كه به كارم نگاه ميكنند و ديدي آگاهانهتر به من ميدهند. جمعبندي شما از جلسهي نقد وبلاگتان تأثيري در نوشتههاي شما خواهد داشت؟ حقيقت اين است كه اگر امشب دوباره بخواهم بنويسم به همان شكلي كه خودم دوست دارم، مينويسم. پيشنهاد: شما به تكنگارهنويسي بپردازيد، حتماَ موفق خواهيد شد. كلام آخر: ممنون از همه براي حضورشان.
***نظر کارشناسی درخشنده :
***دوستان و یاران شرکت کننده در این جلسه :
***گزارش تصویری :
+
نوشته شده در ساعت توسط
|
|
|||||
|
|||||