|
|
|
||||
|
وبلاگ مورد نقد جلسه ی یکشنبه ۲۰ بهمن ۸۷ ( از گور برگشته )
گزارش نقد وبلاگ مورخ ۱۳ بهمن ماه ( مستر خالیبند )
پیش نقد :
در سیزدهمین روز از ماه بهمن ، وبلاگ نویسان جلسات نقد وبلاگی در فضایی مثل همیشه صمیمی ، میزبان هادی رهجو و ( وبلاگ مستر خالیبند ) بودند . هادی رهجو خود را اینگونه معرفی کرد : متولد سال 63 هستم . تهران . بیمارستان میرزا کوچک خان . لیسانس نرم افزار کامپیوتر ناپیوسته از بافق . از سال 81 شروع به نوشتن کردم . ابتدا وبلاگم با هر موج فکری به سمتی کشیده میشد با خوشحالی هایم شاد و با ناراحتی هایم غمگین میشد . الان هم طنز نویسی را انجام میدهم . دلیلش هم این است که به وبلاگهای مختلف سر میزدم و میدیدم همه درباره ی غم ها و غصه هایشان می نویسند . به خاطر همین تصمیم گرفتم طنز بنویسم . در اینترنت وبلاگهای طنز را سرچ کردم و در لیست بلاگهایم گذاشتم . اولین وبلاگ طنزی که خواندم ، زیر شلواری بود . و سعی کردم شبیه آن بنویسم . اگر رشدی هم در مطالبم هست به خاطر این است که الان بیشتر روی مطالب فکر میکنم و مثل قبل به صورت آنلاین نمی نویسم .
گزارش جلسه ی نقد :
*چرا پست های اخیر داره سیاسی میشه ؟ به نظر شما نقد سیاسی در قالب طنز چقدر میتونه موثر باشه ؟ چرا طنز سیاسی رو شروع کردید ؟ من خیلی وقت ها سعی کردم از سیاست فرار کنم . چون خستگی و درگیری و فشار خیلی زیادی رو به همراه داره . شاید در وقتی که ما روی مسائل و فکرهای سیاسی میگذاریم خیلی کارهای مفید دیگه میشه انجام داد و تو شرایطی که همه چیز انگار به شکلی سیاسیه این کار خیلی سخته . اما درمورد مفید بودن طنز سیاسی من هیچوقت اصراری نداشتم طنز نویس سیاسی یا حتی طنز نویس باشم . ولی مفید ترین نوشته یا مقاله ی سیاسی طنز سیاسیه چون به خاطر میمونه . *قصد داری همین شیوه ی نگارش را ادامه بدی ؟ قصد دارم ادامه بدم . من روی سیاسی بودن نه ولی روی طنز بدن اصرار دارم . و قصدم اینه که طنز نویسیم رو رشد بدم . *هدف خاصی از این شیوه ی نگارشی دارید یا صرفا بحث خنداندن است ؟ صرفا قصد خندوندن دارم . هیچ هدف دیگه ای در کار نیست . *از ساختن کلمه ی خالیبند با لوگوی روزنامه ها چه منظوری داشتید ؟ من بارها در وبلاگم اصرار داشتم برداشت سه بعدی نکنید . وقتی بچه بودم دوست داشتم این تکه های روزنامه یا حروف چاپشده را بهم بچسبانم و کلمه ای جدید بسازم . بعد تصمیم گرفتم برای وبلاگ هم چنین کاری را انجام بدهم و اینها را کنار هم گذاشتم و چیدم و بعد این طرح ساخته شد . البته هیچ انگیزه ی سیاسی یا فکر خاصی در کار نبود . اگر برداشتی هم کردید برداشت شما بوده . *کاملا بی هدف بود یا انکار میکنید ؟ نتیجه گیری با خود شما . *تعریف شما از طنز چیه ؟ من تنها با این قصد که لبخندی بر لب وب نویسان بیارم این کار را شروع کردم . ممکنه که اگه یه طنز نویس واقعی کار من رو ببینه از خیلی جاهاش ایراد بگیره . ولی نوشته های من صرفا برای خندیدن بوده و بس . *چرا مستر خالیبند ؟ سال 79 من میخواستم ایمیل بسازم . از این اسم استفاده کردم . بعد همین اسم باقی ماند و تقریبا به هر سایت یا محیطی رفتم با همین اسم عضو شدم . بعد ها از این اسم خوشم اومد . چون هیچ تعهدی نداشت و وابستگی را ایجاب نمی کرد . *نوعی خاصی از طنز رو مشخص نکردید . یه جا طنز دینی . یه جا اجتماعی . یه جا سیاسی . این از تنوع طلبی خودتونه یا اینکه دنبال موضوع میگردید تا یه چیزی به چشمتون بخوره و جالب بیاد ؟ هر کسی ممکنه بیاد محدوده ی طنزی برای خودش مشخص کند . مثلا یک آمریکایی یک محدوده و ایرانی یک محدوده را طنز میداند . هیچکس تمسخر رو جایز نمیدونه و این حد فاصل بین محدوده های تعریف طنز هست که تمسخر تعریف میشه . تا اونجایی که میدونم در دول غربی دست طنز پرداز باز تره . ولی بعضی جاها به نظر خود من این جنبه ی طنز زیادی هست چون یک سری حریم ها را میشکاند . من هیچ نوع خاصی از طنز رو انتخاب نکردم . و فقط خواستم که خنده دار باشه . *طنز در شرایطی به وجود میاد که نتونی مستقیم حرفت رو بزنی . نوعی محیط بسته که فرد به لایه های عمیق تر برای بیان حرفهاش پناه میبره و بسته به فشار های موجود در محیط این طنز عمیق تر میشه . و همچنین این برای هر کشوری و هر فرهنگی متفاوت هست و بستگی به آداب و رسوم و فرهنگش داره . ممکن هست که در فرهنگی برخوردی زیر پوشش طنز قرار بگیره ولی در فرهنگ دیگه ای قرار نگیره . شما دنبال چی میگردید و میخواید تو چه قالبی بنویسید؟ همون توضیح بالا *گفتید از انگیزه های وب نویسی تان وبلاگ زیر شلواری بوده . در صورتی که ادبیات و سبک نگارش این وبلاگ اصلا شباهتی به ادبیات و شیوه ی نگارشی شما نداره . ادبیاتی در بعضی موارد بی ادبانه و خب در بعضی جاها منفی هست . در صورتی که بی ادبانه حرف زدن و رکیک حرف زدن طنز نیست . بله وبلاگی غیر ارزشی بود ولی خب در عین حال ارزش هایی هم داشت . و خب جنبه ی طنز بالایی داشت . و همچنین نکات مثبتی هم داشت . قبول دارم که طنز شاید خیلی با ارزش تر باشد . و همین جا هم دیگه از زیر شلواری دفاع نمی کنم . *انگیزه ی پستی که در مورد سپاه و ارتش و نیروی انتظامی نوشته بودید چه بود ؟ خب اولش که اعلام کردم این تنها یک مطلب طنز هست و عذر خواهی هم کردم . زمانی پای درد و دل چند تا سرباز نشستم و این کنایه ها تا حدودی نزدیک به اون درد و دل هاست . *بعد از نوشتن سانسور هم می کنید ؟ بله . سانسور میکنم . ولی در اکثر اوقات سعی میکنم وقتی روی وب آمد این کار را نکنم . *این جملاتی که در انتهای پست میگذارید مثل : جدی نگیرید و . . . گاها باعث میشود اصل مطلب زیر سوال برود و نگران سانسور میشید . آیا اینها را هم سانسور حساب میکنید ؟ این دقیقا راه در روی من است . چیزیست که باعث میشه به کسی برنخوره و از آسیب های بعدیش جلوگیری میکنه . *راجع به پستی که در مورد خیابان ها بود توضیح میدید ؟ چرا بخشیش رو مخفی کرده بودید ؟ مخفی کردم چون مقداری ممکن بود برداشت های بدی ازش بشه و نه اینکه سیاسی یا توهینی باشه برای جلوگیری از سو برداشت بود . *چرا رنگ وبلاگ مشکیه و خودتون چرا مشکی پوشیدین ؟ این صفحه سیاهه . نوشته های منم سفید . خیلی خوب خونده میشه . همین . *اگر مطالبتون نقد درست و راست هست چرا میترسید به کسی بر بخورد ؟ و آیا اینطور نیست که تا به کسی بر نخوره خودش را تغییر نمیده ؟ و چرا فکر میکنین پست هاتون تاثیر گذار نیست و فقط برای خندوندنه ؟ و وقتی آدم نقد میکنه دیگه ترس از برخوردن به کسی یعنی چه ؟ من در مورد سریال حضرت یوسف نوشتم . در مورد نکیر و منکر نوشتم . در مورد سپاه نوشتم . و فکر میکنم در مورد این چیزها هرچقدر هم که من محکم میگفتم کسی درست نمیشد . مخصوصا در مورد نکیر و منکر . و خب پس هدفم شد تنها خندوندن . من خیلی مطالبم انتقادی بوده و امیدوار بودم که این حالات و اتفاقات تو سطح جامعه نباشه . ولی از اونجایی که خیلی نا امید بودم که با یه پست من همه چیز درست بشه مخصوصا در مورد مسائلی که اینقدر کلی هستند پس برای همین میگم نخواستم چیزی رو تغییر بدم و اینها تنها مطلبی برای خندوندن هستند . هدف من طنز به معنای خندوندنه و سعی میکنم همین رو دنبال کنم . *آیا تو چارچوب خانواده هم همینطوری هستید و قصد دارید همین حالت خندوندن رو پیاده کنید ؟ بله . هستم *کامنتگذاریتان به صورت کپی پیستی است . چرا ؟ من نه کامپیوتر خونه دارم نه اینترنت و خب مجبور بودم در مدت زمان کمی تعداد زیادی کامنت بگذارم . *در پستی یک سری کلمات رو نام برده بودی . این کلمات رو بر چه مبنایی انتخاب کرده بودی ؟ بر مبنای رویداد های روز . و رویکردم سیاسی بود . *آدم قدر شناسی هستید ؟ سعی میکنم باشم . *پس چرا از سپاه اینقدر بد نوشتید ؟ مگه همین سپاه 8 سال از مملکت دفاع نکرد ؟ مگه میشه به خطای یه نفر بقیه رو هم مجازات کرد ؟ مطلب من به روزه و تاریخ مصرف داره . و خب مربوط به این مقطع زمانه . چیزی رو گفتم که الان هست. *هدفتون از وبلاگ نویسی رو شرح میدید ؟ سعی میکنم بنویسم و تا جایی که بشه بهش گفت کار فرهنگی ادامه بدم . سعی میکنم به خودم کمک کنه . شاید هم بتونه به دیگران هم کمک کنه . *در پست آخرتان نوشته بودید : (رفتیم هیئت عوض بشویم ، عوضی شدیم ) این کنایه هم جنبه ی پیام رسانی داشت . هم جنبه ی طنز . آیا این کار رو آگاهانه انجام دادید ؟ محرم بود . برای این ماه باید وبلاگ به روز میشد و به خاطر اعتقاداتم نمیخواستم طنز باشه و در عین حال میخواستم انتقاد آمیز باشه . *حرکتتان از روز اول فعالیتی پویا بوده یا ایستا ؟ از زمانی که شروع کردم به طنز نوشتن فکر میکنم این پویایی جلوه ی بیشتری داشته . *هدفتان از پست یوزارسیو رو میشه شرح بدید ؟ بزرگنمایی ضعف های سینماهای جاهای مختلف جهان . *مخاطب چقدر برای شما ارزش داره ؟ چگونه ارزش میگذارید . خیلی زیاد . سعی میکنم برای پست هام وقت بگذارم . *چند جلسه است تشریف میارید اینجا ؟ تقریبا از اوایل تشکیل جلسات بودم ولی نه مستمر . *کامنتی که برای دوستان میگذارید متناسب با کامنتی که براتون میگذارند هست ؟ سعی میکنم مرتبط باشه . *جلسه با خوانش مطلبی از آقای هادی رهجو پایان یافت .
***نظر کارشناسی درخشنده :
قالب نگارشی طنز ، به تعبیری : با پنبه سر بریدن است ! طنز ، نیشتر به آسیب هایی است که طنز پرداز به دلایل مختلف سعی می کند تا با کنایه آن را به مخاطب منتقل کند . طنز پرداز ، منتقد هنرمندی است که می داند چه باید بگوید ... یعنی هدفی را در نوشتار خود جستجو می کند . و این هدف او را به بهرمندی از این قالب نگارشی رهنمون ساخته است. طنز بدون هدف و پیام و درونمایه ، چیزی نیست به جز هجو! نویسنده ی محترم وبلاگ مستر خالیبند ، از آن دسته از هنرمندانی است که در طنز خود هدفی را جستجو می کند تا به این وسیله ، خواننده ی خود را به مقصدی رهنمون کند. استفاده ی به جا و مناسب از مناسبت های تقویمی و آیینی ، از ویژگی های قلم طنز پرداز جناب آقای رهجو می باشد. او می داند چه می خواهد بگوید ، و این مهمترین خاصیت قلم هر نویسنده ی توانایی است.
***دوستان و یاران شرکت کننده در این جلسه :
و جمعی دیگر از دوستان . . .
***گزارش تصویری :
+
نوشته شده در ساعت توسط
|
|
|||||
|
|||||