|
|
|
||||
|
وبلاگ مورد نقد جلسه ی ۲۲ دی ماه ۸۷
گزارش نقد وبلاگ مورخ ۱۵ دی ماه
***پیش نقد : ایام سوگواری امام حسین (ع) و فرا رسیدن تاسوعا و عاشورای حسینی را خدمت همه ی شیعیان و عاشقان و شیفتگان خاندان عصمت و طهارت تسلیت عرض میکنیم . به نیمه ی دیماه رسیده ایم و هوا سوز خیلی شدیدی دارد . دو روز بیشتر به تاسوعا و عاشورای حسین (ع) نمانده است و فضای جلسه هم رنگ محرم دارد . این هفته جمع وبلاگ نویسان حاضر در جلسه ی نقد وبلاگی میزبان آقای سید محسن شوریده و وبلاگ ( دریچه ای به سوی ملکوت ) بودند . آقای سید محسن شوریده خود را اینگونه معرفی کردند : دریچه ای به سوی ملکوت حدود 6 سال پیش در شهریور 81 ساخته شد و تا کنون 382 پست و نزدیک به 13000 کامنت از دوستان داشته است .
***گزارش جلسه ی نقد : آقای سید محسن شوریده صحبتهای خود را اینگونه آغاز کردند :
اللهم اغفرلي الذنوب التي تحبس الدعا بي گمان اگر به ظرافت و درايت به اين جمله از دعاي انسان ساز كميل توجه كنيم، خواهيم يافت كه اين دعا ميتواند امّ الدعا باشد خدايا گناهان را مورد بخشش خودت قرار بده كه جلوي اجابت دعا را ميگيرند. ذنوب به گناهان دنباله دار ميگويند چه بايد كرد كه گناهانمان مورد بخشش قرار گيرد.؟ مهمترين و اصلي ترين راهكار بخشش گناهان توبه هست براي تكميل پاسخ به اين سئوال از سخنراني حضرت حجت الاسلام و المسليمن حاج آقا صديقي در شب سوم محرم امسال كه در مسجد دانشگاه صنعتي شريف انجام شد، استفاده ميكنم و به طور خلاصه به آن ميپردازم. توبه از دستورهايي هست كه ريشه در قرآن دارد كفي بالندم توبه (1) اگر كسي گناهي كرد و از اين گناه خودش شرمنده شد همين خودش مرحله اي از توبه هست اين دومين قدم بود اما قدم مهمتر و بالاتر و اوج توبه به اين هست كه ولو انهم أذ ظلموا انفسهم جاووك (2) خداوند خطاب به پيامبر ميفرمايد: اي پيامبر من اگر اينها بعد از گناهشون ميخواستند پاك شوند ،پيش تو ميامدند فاستغفروا الله وقتي كه ارتباطشان با شما برقرار شد استغفارشان در خط ارتباط با پيغمبر بود. اگر اين كار ميكردند ميداني چه ميشد؟ لوجدوا الله پاك ميشدند؟ نه فراتر از آن ، خدا را مي يافتند لوجدوا الله توابا رحيما خدا را با صفت تواب خدا را با وصف رحيم مي يافت (1) حديث از امام محمد باقر (ع)
*پست قبلی یک حدیث رو ذکر کرده بودید . طبق این حدیث ما دوست شما هستیم یا دشمن ؟ امام حسین (ع) میفرمایند : ( کسی که تو را دوست دارد از تو انتقاد میکند و کسی که با تو دشمنی دارد از تو تعریف میکند . ) بحار الانوار جلد 87 صفحه ی 128 . و خب من آمده ام که نقد بشوم . *خب درست است که هیچوقت نباید فقط یک حسن فردی را بزرگ کرد و بخش های وجودی دیگر آن شخص را فراموش کرد ولی گاها پیش می آید که تعریف و تمجید به خاطر حسن کار و تاثیر پذیری از آن امر است . آیا این هم دشمنیست ؟ در مورد محبت دوستان زبانم قاصر است و نمی دانم چه بگویم . به من خیلی لطف دارند . ولی این سوال شما را میخواهم با یک خاطره پاسخ بدهم . سال 82 بود . آقای درخشنده با من تماس گرفتند که فلانی یک بنده خدایی هست . از او خبر بگیر . یک جانباز ضایعه نخایی بود که 7 سال میشد روی شکم در خانه خوابیده بود . آن فضا را که دیدم خیلی برای من تاثیر گذار بود . آن دوست بزرگوار در همان فضا و معنویات جنگ باقی مانده بود . شرایط زندگی خیلی سختی هم داشت و شرایط معیشتی خیلی خیلی دشوار . به لطف این فضا و دوستانی که در محیط وبلاگی داشتم ، طی مدت 3 روز در یک جشن گلریزان که در وبلاگ دریچه ای به سوی ملکوت اعلام شد مبلغ یک میلیون و چهارصد هزار تومان جمع شد و ما توانستیم این مبلغ را در جشن تولدشان به ایشان برسانیم . خدا را شکر . اینها لطف دوستان است و الا من از خودم چیزی ندارم. *من فکر میکنم منظور ازاینکه تعریف و تمجید کردن کسی دشمنی است را بتوان به این شکل گفت که تعریف و تمجید از وسایل دشمن برای آسیب زدن است . بخش اول این حدیث امام حسین میتواند شبیه از این حدیث باشد که ( مومن آینه ی مومن است ) و تمام ضعف ها یا قوت های او را نشان دهد . *متنی از دکتر شریعتی داشتید . چه چیز باعث شد از این متن استفاده کنید . یکی مفاهیم موجود و ادبیات زیبای دکتر در این متن . و دیگری قسمت های خیلی زیبایی که دکتر میگوید اگر حسین نباشد و اگر رهبری نباشد و اگر امامت نباشد و اگر یزید باشد گردیدن دور کعبه و کاخ سبز معاویه با هم یکی هستند و بین آنها فرقی نمیکند که نشان از اثر گزاری رهبری و امامت در همه اعصار هست که دکتر شریعتی بیان کرده و نیز یا مفاهیم دیگری درمورد شهید و شهادتو رسالت کسانی که وارثان شهادت هستند . *از آنجایی که وبلاگ شما جزو وبلاگ های ارزشی و مذهبی است به نظر شما آفت وبلاگ های مذهبی چه چیز میتواند باشد ؟ اینکه میگویید ارزشی این را قبول ندارم تا یک وبلاگ ارزشی شدن هنوز راه خیلی زیادی مانده. مطمئنا هیچ کسی نمیتواند ادعا کند که بی عیب هست. وجود عیب که به دلیل نقص انسان هست منجر به بروز و شکل گیری برخی آفات میشود. *وبلاگ های مذهبی بعضی جنبه ی ارشادی دارند . بعضی جنبه ی تبلیغی . وبلاگ شما به کدام بخش بیشتر میپردازد . و وظیه ی وبلاگ مذهبی بیشتر در این دوره چیست و باید بیشتر چکار کند ؟ من وبلاگ تبلیغی کمتر دیدم ولی اگر نوشتن حدیث تبلیغ است بله خب دیده میشود . اما هر فرد ابتدا باید خود را بسازد و خود سازی کند و بعد در مرحله ی بعد به دیگران برسد . من به صورت خیلی محدود یک سری مطالب را اینجا درج میکنم که شاید بیشتر به درد خودم بخورد و خودم را رشد بدهد . بعد اینکه وبلاگ های مذهبی دسته بندی های مختلف دارند . بعضی دل نوشته اند بعضی به مسائل تحقیقی پرداخته اند . هر نویسنده ای در حوزه ی تخصص خود میتواند کار کند . مثلا من که تخصصم علوم مهندسی هست نمیتوانم در حوزه فقه یک وبلاگ تخصصی ایجاد کنم . *وقتی که در آینه نگاه میکنید . سایه ای درونتان است که در کنار شما ایستاده است . وقتی خودتان را میبینید و وقتی دنیا تار میشود کم کم آن سایه خم میشود تا نابود میشود . برای این موضوع که بافته ها و داشته ها از هم میپاشد چه جوابی دارید ؟ اگر کمی تحمل کنیم . اگر احساس را کنترل کنیم . اگر به قدرتی که خداوند در وجودمان قرار داده رجوع کنیم . خواهیم دید که میتوان قد علم کرد و ایستاد . شاید این نشات گرفته از یاد نکردن خداست . خدا هیچوقت فراموش نمیکند هیچوقت یادش نمیرود هیچوقت نمیخوابد هیچوقت مارا تنها نمیگذارد . و ما تا وقتی به او وصل باشیم هیچوقت مثل مایی نمتواند ما را بشکند . چون به جایی بالاتر وصل هستیم که باعث میشود محکم بایستیم و قد خم نکنیم . *پس منظور شما اینست که اینجا کودک نوپایی داریم که میرود به دیوار میخورد ولی دوباره بر میخزد و دوباره حرکت میکند . اگر مادر داشته باشد به او کمک خواهد شد و اگر نداشته باشد اینقدر میرود تا خودش راهش را پیدا کند ؟ مادر گاهی هست و گاهی ممکن است نباشد . ولی در مورد خدا اینطور نیست . خدا همیشه هست . خدا همیشه حاضر است و غایب نمیشود . *بیشتر در محرم به فکر امام حسین هستید یا در طول سال ؟ همیشه . *آیا شده در طول سال هم به فکر امام حسین باشید ؟ شاید خیلی بیشتر . *چطور به آن سمت کشیده میشوید ؟ مصیبتی که به امام حسین و خاندان ایشان وارد شده است . . . ( بغض ) خيلی چیزها را نمیتوان به زبان بیان کرد . این عشق که در نهاد آدم قرار گرفته . . . *وبلاگ های شما خیلی پر بار و با ارزش است . گاهی تلنگر میزند . گاهی یاد آوری میکند و آدم را به خود می آورد . فکر میکنید این مدتی که وقت میگذارید و انرژی میگذارید و مطلب جع آوری میکنید و در وب میگذارید چقدر با مخاطب ارتباط برقرار میکنند چقدر روی دل های مخاطبان تاثیر میگذارد ؟ خیلی ارتباط های قوی ایجاد شده . بارها پیش اومده که به صورت درونی چیزی رو حس کردم . که مثلا در این زمان برای کسی چنین اتفاقی افتاد . یا مثلا نیازی از کسی بر طرف شد . *دقیقا من هم این رو حس کردم که مثلا زمانی که به مطلبی نیاز داشتم به صورت خیلی اتفاقی در مطالب شما جواب آن را پیدا کردم یا در نوشته یا کامنتی از شما دیدم . بله یکی از دوستان دیگر هم این را میگفت . *در مقابله با افراد بدبین اجتماع که به ناحق حرف یا تهمت یا افترا میزنند چه حدیث یا حرف قرآنی است که جواب او را بدهد ؟ البته حدیث که الان به ذهن ندارم ولی در قرآن داریم . اول من خود را از حوزه ی اتهام دور کنم بعد دیگران هرچه میخواهند بگویند ، بگویند . *چه جوابی دارد آنوقت ؟ صبر *پس در مقابل ظالم باید تنها صبر کرد ؟ نه در مقابل ظالم باید ایستاد و حق را گرفت ولی باید از روی عقل و با صبر . باید با کلامی برخورد کرد که خود فرد شرمنده بشود . بفهمد . البته این کار اصلا نباید مثل خودش باشد . پیامبر در مقابل کسی که خاکستر بر سر مبارک ایشان میریخت صبر پیشه کردند . این صبر ظرف درونی انسان را افزایش میدهد . در اینجا آقای شوریده متنی در راستای عزای اهل بیت خواندند . اشک را گویند ببارد آنچنان که رنگ خون گیرد و ای خورشید چه طلوعی بود آندم که ذوالفقار را بی علی دیدی؟ و ذکر فزت اش را شنیدی... و ای زهر با چه جسارتی جگر پاک فرزند خیبر را تکه تکه کردی که امان را از او بریدی؟! و ای خنجر نفرینت باد که بوسه گاه ختم رسل را نشانه رفتی . مگر قفای سبط النبی همان حرمت را نداشت .؟ و ای آب ای آب ای آب .... وای بر شما . وای بر شما . وای بر شما . آسمانا تسلیتت باد فراق یار و امروز مصیبتش را به غم نشسته ایم تا مگر شفاعت کند ما را در یوم الورود . اللهم الرزقنا شفاعت الحسین فی یوم الورود . *چند ماه پیش وبلاگتان به شکلی بود که سه وبلاگ دیگر همزمان با آن باز میشد . چرا ؟ دستوری روی وبلاگ قرار گرفته که چند وبلاگ را همزمان وقتی روی این وبلاگ کلیک شود بالا میاورد . یکی از انها وبلاگ . . . است که در مدت فعالیتش از اسفند 84 هر روز و منحصرا برای امام زمان مطلب داشته است . و وبلاگ خزان رحمت و وبلاگ ولذکر الله الاکبر که این سه وبلاگ همزمان باز میشدند . وبلاگ و لذکر الله الاکبر مجموعه ای از آیاتی است که برای خودم خیلی تکان دهنده است . *من فکر میکنم شاید از نگاهی ، این حرکت عظیم عاشورا و این همه زیبایی را و این شهادت را بتوان تبریک گفت . زیرا مفاهیمی را به پا داشت و زنده کرد که واقعا فرا رسیدن همچنین تابلوی زیبایی از حقانیت و ایمان و عقلانیت و به پا داشت حق و عدل واقعا زیباست . البته این برداشت ، برداشت زیباییست . و حتی برای شهدا هم ما ابتدا تبریک میگفتیم و بعد تسلیت . ولی این نکته هم هست که بحث عزاداری و این غم و ناراحتی و تسلیت مربوط به بخش مصائب وارد شده به اهل بیت و امام هست و اینکه این مصائب از جانب نفهمی مردم بر امام زمانشان وارد آمده است .
حرف آخر : شعری را پارسال در مسجد هدایت شنیدم که خواندند و من یادداشت کردم و نوشتم که میخواهم بخوانم . این شعر از غلامرضا سازگار ( میثم ) است . امیدوارم در این مطلب یک سری الگوهایی که میخواهیم را بتونیم برداشت کنیم . مرا امام انس و جان گفته اند خون خدا جد نکوی من است عموی من کرامت دائم است عموی من باب مراد همه است عموی من حسین را یار بود عموی من امید اهل بیت است عموی من قبله ی اهل ولاست عموی من تشنه ز دریا گذشت عموی من به بحر بی تاب شد عموی من باغ گل القمه است عموی من تا به بدن داشت دست عموی من نام خوشش دلگشاست عموی من با همه آقاییش عموی من سلام بر صبر او عمو ی من به آب هم ناز کرد عموی من صورت نورانیش دو چشم او دو چشمه ی اشک بود حیف که بند دلش از هم گسیخت بهر تو ای دار و ندار حسین صفحه و انگشت و قلم گریه کرد داغ تو ای ساقی بی چشم و دست
***نظر کارشناسی درخشنده : نویسنده ی محترم وبلاگ دریچه ای به سوی ملکوت را در حدود هفت سال است که توفیق آشنایی با او را دارم. آن چیزی که باعث شد تا با ایشان آشنا شوم ، قلم ایشان بود. یا بهتر عرض کنم حس و روح حاکم در قلم این بزرگوار عامل اساسی برای ترغیب من حقیر برای شناختن بیشتر شخصیت صاحب قلم گردید. بی تعارف عرض می کنم ، ویژگی خاص این وبلاگ ، قلم نویسنده است که به صورت عجیبی با شخصیت نویسنده ی وبلاگ ممزوج گردیده است ! اگر بخواهیم منفعتی را برای جلسات نقد وبلاگ تصور کنیم ، شاید یکی از ویژگی های بارز این جلسات ، شناخت چهره ی واقعی نویسندگانی است که در دنیای مجازی به فعالیت می پردازند... وبلاگ دریچه ای به سوی ملکوت به من حقیر آموخت که تا لیاقت نیابی ، نمی توانی از او بنویسی ... و نویسنده ی محترم وبلاگ که در طول سالیان گذشته با منش و شخصیت خود این واقعیت را آشکار نموده است که نوشته هایش ازدلش برمیخیزد ، نه از زبانش... سید محسن از وبلاگ نویسانی است که ظاهرش با قلمش همخوانی عجیبی دارد ، او اهل ریا نیست ! ولی خصوصیات و محاسن اعتقادی اش را به سادگی به معرض نمایش می گذارد تا دیگران نیز با اعتقاداتش که با قلمش عجین شده است ، بهتر آشنا شوند. در کل وبلاگ دریچه ای به سوی ملکوت ، دریچه ای است از دل نویسنده ی وبلاگ به ملکوت اعلا... و هر که نویسنده ی مطالب را شناخت ، قلمش را بیشتر باور می کند ...
***دوستان و یاران شرکت کننده در این جلسه :
***گزارش تصویری :
+
نوشته شده در ساعت توسط
|
|
|||||
|
|||||