تبليغاتX
Image and video hosting by persiangig گزارش جلسات هفتگی نقد وبلاگ

 

گزارش نقد وبلاگ مورخ ۱۰ آذر

( این آدما )

 

 

***پیش نقد :

دهمین روز آذر ماه ، وبلاگ نویسان جلسات نقد وبلاگی ، در جمعی صمیمی و مثل

همیشه پر انرژی ، میزبان دوست بزرگوار ، خانم مریم خسروی ، نویسنده ی وبلاگ

با ارزش ( این آدما ) بودند .

خانم مریم خسروی خود را اینگونه معرفی کردند : دانشجوی کارشناسی خبر نگاری

و 28 ساله هستم . یکسال کمتر است که شروع به وبلاگ نویسی کرده ام . به پیشنهاد

یکی از دوستان که خود وبلاگ نویس بود ، من هم تصمیم گرفتم که بنویسم .  

 

***گزارش نقد :

*در مورد نحوه ی شروع به وبلاگ نویسی و دلیل انتخاب این اسم توضیح میدهید ؟

با یک شیطنت دوستانه شروع شد . من و یکی از دوستانم تصمیم گرفتیم وبلاگی داشته

 باشیم و از طریق آن وبلاگ سر به سر دو تا از دوستانمان بگذاریم . برای همین اسم وبلاگ

را گذاشتیم (این آدما) که انتخاب خودم بود و منظور هم همان دو دوست بودند . اما این اتفاق

 هیچوقت رخ نداد و این وب تا دو ماه هیچ پستی نداشت . تا اینکه به پیشنهاد دوستم تصمیم

 گرفتم خودم در این وبلاگ شروع به نوشتن کنم .

*پستی در مورد رنگین کمان داشتید . توضیح میدهید ؟

رنگین کمان خیلی زیباست . اما آدمهایی هستند که ظاهر زیبایی دارند ولی شخصیت

حقیقیشان معلوم نیست . بیشتر این قضیه مورد نظر من بوده است .

*اسم وبلاگ شما عامیانه است ولی مطالبتان عامیانه نیست .

( این آدمها ) کمی خوانش سختی داشت . برای همین از اسم ( این آدما ) استفاده کردم .  

*اوایل روزهای وبلاگ نویسی شخصی تر مینوشتید . الان اجتماعی تر مینویسید . چرا ؟

اوایل ، وبلاگ نویسی خیلی برایم جدی نبود . اما الان سعی میکنم جدی تر بنویسم .

*با توجه به صحبت هایتان جهت دهی وبلاگ به کدام سمت میرود ؟

بیشتر دوست دارم در مورد آدمها و رفتارهایشان بنویسم . مسائل اجتماعی و مربوط به آدم

 ها را بیشتر میپسندم .

*عده ای دوست دارند مجازی بمانند . انگیزه تان از اینکه وارد دنیای واقعی شدید چیست ؟

برایم جالب بود اینطور فضاها را هم امتحان کنم . کلا فضاهای اجتماعی را دوست دارم .

*چرا با اسم یه آدم کوچولو مینویسید ؟

موضوعی پیش آمد که متوجه شدم هنوز خیلی بچه هستم . به خاطر همین اسم وبلاگ را

 عوض کردم و از مریم به آدم کوچولو تغییر دادم .

*آیا مطالبتان را برای مخاطب خاصی مینویسید ؟  

گاهی پیش آمده است که برای فرد خاصی نوشته ام ولی بیشتر مخاطب فرضی دارم .

*آیا نوشتن برایتان دغدغه است ؟

بله . حتی توی وبلاگ هم برایم به شکلی دغدغه است هر هفته آپ میکنم و برایم اهمیت

 دارد .

*بازخوردها برایتان چقدر مهم بوده است ؟

آنقدر که سازنده و تاثیر گار باشد و توهین نباشد .

* خواننده برای شما چقدر مهم است ؟

برای خواننده اهمیت زیادی قائل هستم . اما بدون ترس میگویم که خودم مهم تر هستم .

 بیشتر برای خودم مینویسم .

*آیا آنلاین هم تایپ میکنید ؟

هیچوقت آنلاین تایپ نمیکنم . همیشه یک بک آپ از نوشته هایم دارم .

*سوژه هایتان متفاوت است . خواننده هیچوقت نمیتواند بفهمد هدفتان چیست . چرا ؟

در مجموع تمام نوشته ها در یک هدف مشترکند . همه ی نوشته ها در مورد آدمها هستند .

*و آیا این نوشته ها اکثرا سمت دلتنگی هایتان میرود ؟

بله چون معمولا عمده حرفهایم را در دلتنگی هایم میگویم .  

*هدفتان از نوشتن پست پرچم چه بود ؟ آیا با تعصب خاصی این مطلب را دنبال میکردید ؟

تاریخ را دوست دارم . به طور اتفاقی این مطلب را پیدا کردم و دیدم حیف است که دیگران از

 تاریخچه ی پرچم ایران بهره مند نشوند . چون احساس کردم برای خودم جالب است . بله .

با تعصب خاصی نوشتم چون تاریخ باستان را خیلی دوست دارم .

*چرا به پرچم ایران امروز نپرداختید ؟

به تاریخ معاصر خیلی علاقه ندارم و برایم نوعی تکرار است .

*در مورد آهنگی که در وبلاگ گذاشتید توضیح میدهید ؟

بنان و آهنگ هایش را خیلی دوست دارم . ابتدا آهنگ دیگری از بنان را میخواستم روی

وبلاگ بگذارم که پیدا نشد و این آهنگ را انتخاب کردم . آهنگ ها به حالات روحی خودم

مربوطند .

*آیا وقت نوشتن هم موسیقی گوش میدهید ؟

نه . با وجود صدا نمیتوانم بخوانم یا بنویسم .

*تا حالا شده پستی را پاک کنید ؟

معمولا ویرایش میکنم ولی پاک نمیکنم .

*پستی دارید به نام ( حاج آقا کسیست که . . . )    میخواستم برای این پست از شما تقدیر کنم .

این مطلب را یکی از دوستان برای من فرستادند و من در وبلاگ قرار دادم .

*آرشیو مطالب هفتگیست آیا این برای دسترسی مخاطب سخت نیست ؟

درست است که سخت است ولی این بار روانی دارد . به خاطر اینکه چون هنوز یکسال

نیست که شروع به نوشتن وبلاگ کردم می خواستم بیشتر به نظر بیاید .

*با احتساب اینکه در طی دوره ی خبرنگاری هستید و نوشتن را آغاز کردید ، دیدگاهتان

صرفا خبرنگاری حرفه ایست یا بر اساس اعتقادات شخصیتان مینوسید .

ما خبرنگار بدون جهت و گرایش نداریم . حداقل من ندیده ام . کسی که در یک خبرگزاری

مینویسد حتما باید با آن خبرگزاری هم سو باشد .

*خیلی قالب عوض میکنید چرا ؟

چون هیچ قالبی قشنگ نیست

*رنگ نوشته هایتان را چگونه انتخاب میکنید؟

اگر بخواهم چیزی را شاخص کنم ، آبی یا قرمز استفاده میکنم اما معمولا مشکی هست .

*چرا اینقدر منفی مینویسید ؟

آدمها آن چیزی که نشان می دهند نیستند . هر روز رنگی میگیرند . برای همین میخواهم

تضاد درونی آدم ها را نشان بدهم .

*فکر نمیکنید دلیلش این است که آدمها دیگران را در شادی هایشان دخالت نمیدهند ؟

جایی نوشته ام که آدم ها بیشتر دوست دارند در شادی دیگران شریک باشند نه در غم و

اندوه . به نظر شما کسی که فقط در شادی دیگران شرکت میکند ُ انسان مشکل داری

نیست ؟  

*فکر نمیکنید این برداشت بر گرفته از یک اتفاق خاص است ؟ زیرا من خودم این فکر را

نمیکنم .

برخی آدم ها که من با آنها در ارتباط بوده ام ، از لحاظ بعضی خصوصیات ، آن ویژگی را که

 برای من مهم بوده نداشتند . شاید نکات اخلاقی مثبت زیادی داشتند ولی آن شاخص های

 اخلاقی مورد نظر من را نداشتند .

*این  تاکید روی بدی های آدم ها آیا به نظر شما باعث نمیشود که دیدگاهتان نسبت به

اجتماع هم منفی شود و به جای تاثیر مثبت اثر معکوس داشته باشد ؟  

بله از دیدگاهی میتواند درست باشد .

*در مورد پست من گمشده ام مورخ 3 بهمن 86  توضیح میدهید ؟

بعضی وقتها حالات روحیم طوریست که به این شکل مینویسم . این نوشته ای درونی و حسی بود . این حس در آن روز خیلی شدت داشت .

*مطالعه ی ادبیاتتان در چه حد است ؟

من در محیط کارم مرتب در ارتباط با ادبیات هستم .

*بعضی مطالب شما همزمان چیزی بین نثر ، شعر سپید یا نیمایی است . چرا ؟

خودم حس کرده ام  . چون چیزی درونیست و از روی احساسات جوششی مینویسم ،

آزادش گذاشته ام .  

*تا به حال حس نکرده اید که نوشتن در یک قالب خاص و ثابت بهتر است ؟  

نه دوست ندارم . دوست ندارم خواننده با یک ریتم ثابت روبرو باشد . ترجیح میدهم تنوع

داشته باشد .

*پستتان در مورد معلم و عکسی که ظاهرا نقاشی بود برایم خیلی جالب بود .

آن عکس نقاشی است که تبدیل به عکس شده است و این پست به زمان حال بر میگردد .

*از خواننده ای شعری نوشتید . چرا این یکی را انتخاب کردید ؟

این شعر حس خیلی خوبی به من منتقل میکند و معنایش برایم اهمیت دارد .

*موسیقی در نگاه شما چه جایگاهی دارد ؟

موسیقی را نمیشناسم ولی خیلی دوست دارم .

*جمله ای که در معرفی وبلاگ نوشتید چه همزاد پنداری یی با شخصیت شما دارد ؟

جمله از کتابی از کیکاووس یاکیده است . و به این معناست که احساس میکنم آدم تنهایی هستم .

*آیا الان هم تنهایید ؟

این حس من هست . حتی اگر دور و بر آدم شلوغ هم باشد دلیل بر تنها نبودن نیست .

*آیا وبلاگ برای شما محلی برای تخلیه روانی و فکریست ؟ یا میخواهید احساستان را بیان

 کنید یا برای مخاطب مینویسید ؟

تلفیقی از هر سه ی اینها . ولی بیشتر احساس خودم را مینویسم .

*عموما چه وبلاگ هایی رو میخوانید ؟

وبلاگی که چیزی برای گفتن داشته باشد . به نظرمن همه ی وبلاگ ها حرف برای گفتن

ندارند .

*نظرتان در مورد نقد ؟

نقد اگر سازنده باشد و به توهین کشیده نشود خوب است .

*اگر مخاطبین بخواهند نقد مخرب انجام بدهند آیا برخورد میکنید ؟

حذف نمیکنم . بالاخره دیگران هم می آیند و میبینند و قضاوت میکنند .

*ظاهرا به بازی وبلاگی علاقه دارید . اکثر بازی های این یک سال را نوشته اید . چرا ؟

بیشتر در رودربایستی با دوستان قرار گرفته ام . کم پیش می آید به کسی نه بگویم . مشکل

 نه گفتن دارم .

*نظرتان در مورد بازی چیست ؟

بازی وبلاگی به نظرم بد نیست مخصوصا اگر نتیجه ی خوبی داشته باشد ولی من زیاد دوست

 ندارم .

*لینک های وبلاگتان خیلی کم است چرا ؟

قبلا تبادل لینک میکردم . بعد دیدم آن چیزی که میخواستم نیستند . به خاطر همین خیلی از

 لینک ها را پاک کردم  .

*وبلاگ خوب از دیدگاه شما چیست ؟

وبلاگی که حرفی برای شخص من داشته باشد . در آن بیشتر به مسائل انسانی و اجتماعی

 پرداخته شود .

*آیا نظری را هم پاک میکنید ؟

چیزی را پاک نمیکنم . در وبلاگ خودم جواب نمیدهم ولی اگر خیلی ویژه باشد زیر کامنت

خودش جواب میدهم .

*آیا نظر انتقادی برای کسی میگذارید ؟

به جز یکی از دوستان برای هیچ کس نظر انتقادی محکم نمیگذارم. البته برای کسی هم

کامنت تعریفی نمیگذارم و روخوانی سطحی هم نمیکنم . اگر نظری داشته باشم همان را

مینویسم ولی نقد تند نمیکنم .

*احساس وابستگیتان به وبلاگتان چقدر است ؟

خیلی زیاد .

*شما که هر هفته باید آپ کنید اگر مطلبی نداشته باشید چکار میکنید ؟

چون علاوه بر خودم به مخاطبم هم اهمیت میدهم و هر مطلب را هم صرفا جهت پر کردن وب

نمیگذارم ، اگر واقعا مطلب خوبی نداشته باشم ، در هفته ی مورد نظر پست جدید نمیگذارم .  

*آیا خواننده ها توجه کامل به مطالب میکنند و حرف های شما را میفهمند ؟  

من چند خواننده دارم که احساس کرده ام واقعا میخوانند و نظر میدهند .

*نوشته های شما حسی است . آیا برایتان سخت نیست که زمانی بخواهید مطلبی را

بنویسید ولی صبر کنید تا آخر هفته که پست را ثبت کنید ؟ یا زمانش نمیگذرد ؟

تا به حال برایم پیش نیامده که احساس کنم نیازم الزام ایجاد میکند که حتما در آن روز

 بنویسم .

*اگر بخواهید شخصیت کسی را نقد کنید به چه نکته ای بیشتر دقت میکنید ؟

نقد آدمها خیلی سخت است . کسی که نقد میکند باید طوری باشد که ایراد زیادی نداشته

 باشد . من برایم خیلی سخت است ولی اگر قرار باشد  سعی میکنم جوری نقد کنم که دل

 زده نشود و دلش نشکند .

*خط قرمز در وبلاگتان چه معنایی دارد ؟

خیلی مهم . قرمز زنگ خطر است .

*تا حالا شده بخواهید حرفی را بزنید ولی به خاطر اینکه شناخته شده اید و به خاطر حضور

 اطرافیان این حرف را نزنید ؟

بله برای همین وبی را درست کردم که آنجا بدون مخاطب آشنا بنویسم .

*در این مدت نوشتن روی شما چقدر اثر گذاشته است ؟

اثر گذاشته است ولی تغییر نداده است . چون تغییر درآدمها خیلی سخت است .

*کدام پستتان را بیشتر دوست دارید؟

مسافر کوچولو . اقتباسی از کتاب شازده کوچولوست و تعمیمش داده ام به خودم . و فکر

میکنم بهترین پستی است که نوشته ام .

*آیا جلسات نقد وبلاگ اللخصوص جلسه ی امروز به نظرتان خوب بوده است ؟

به نظرم خوب است . این جلسات را دوست دارم که می آیم . اول که وارد شدم استرس

 داشتم ولی الان نه .  

*آیا به خبر نگاری به دید یک وظیفه نگاه میکنید یا یک علاقه یا یک شغل ؟

خبرنگاری را دوست داشتم به خاطر نوع هیجانی که در این کار وجود دارد . و اینکه باید

خبرنگار همیشه به روز باشد . و محرکیست برای کسب اطلاعات بیشتر . البته بعد به این

 نتیجه رسیدم که آنچه فکر میکردم نیست .

*جلسات برای شما بار منفی داشت یا مثبت ؟ و آیا منفعتی برای شخص شما داشته است ؟

بهتر است در این جلسات فقط روی بهتر نوشتن دقت نکنیم . یک جمع اگر یک کار خاص انجام

 بدهد مسائل دیگری هم در حاشیه ی آن دخیلند . حتی اگر نکته ای کوچک در بر داشته باشد

 خیلی خوب است .

 

آخرین جمله :

خیلی خوب بود . از همه تشکر میکنم .

 

************************************** 

  نظر کارشناسی درخشنده :

 هر جلسه ی نقد این حسن را دارد که با چهره و قلم جدیدی آشنا می شویم .

نویسنده ی محترمه وبلاگ، با نگرش به رشته ی تحصیلی ، هرچند که سعی دارد تا در قالب نگارشی

خبر ننویسد ، ولی نمی تواند لحن گزارش نویسی  را از قلم خود حذف نماید. مانند پست پرچم ، عشق

 چیست ، و ...

دیدگاه محتاطانه و در برخی از موارد منفی نسبت به مشغولیات ذهنی و اجتماعی نویسنده ی وبلاگ ،

شاید در بدو امر ذهنیت منفی را به خواننده القاء کند ، ولی در اصل نیشتری است به دمل آسیب های

رفتاری جامعه ! شاید بتوان این نگرش را هم جزئی از آُسیب شناسی های جامعه تلقی کرد .  

ولی نکته ی مهم نحوه ی پرداخت نویسنده ی محترمه به همین معقولات می باشد که نثر ساده و یک

دست و در عین حال بهرمندی از زیبایی قلم ، اثری زیبا را در منظر دید خواننده قرار می دهد.

نوع نگرش و زاویه دید خاص قلم نویسنده ، از ویژگی های منحصر به فرد وبلاگ این آدما می باشد.

 

 

**************************************

 دوستان و یاران شرکت کننده در این جلسه :

  1. آیات آُسمانی
  2. از خواب تا مرگ
  3. اسلام در اروپا
  4. اشکستان
  5. این آدما
  6. این انبوه سیب خورها حال آدم را بهم می زند
  7. پرهیب
  8. پژواک
  9. تخریبچی دوران
  10. جهنم افکار
  11. خلسه
  12. داستانک
  13. درخت بی سایه
  14. دریچه ای به سوی ملکوت
  15. دکتر کوچولو
  16. دنیای سبز من
  17. رجائی زمان
  18. رویای نیمه تمام
  19. زلال حیات
  20. ستاره ای بر قراز جنگل
  21. سلامتی آنلاین
  22. سیندرلا
  23. شاهد بلاگ
  24. شکسپیر عاشق است
  25. شهد شیرین کودکی
  26. قانون شکن
  27. ققنوس
  28. کاغذ دعوت تو در دست من
  29. گل یخ
  30. گوشه دنج
  31. محبت اینجاست
  32. مروارید عرفان
  33. مستر خالیبند
  34. نم نم
  35. نوای نی
  36. وروچکهای بی سواد
  37. همای رحمت
  •  و چندین مهمان محترم که جمع ما را نورانی نمودند. 

 **************************************

*** گزارش تصویری:

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   |