|
|
|
||||
|
گزارش نقد وبلاگ مورخ ۳ آذر (فاطمیون)
*** پیش نقد :
آخرین ماه پاییز هم فرارسید تا یادآور این نکته باشد که زمان برای کسی صبر نمیکند . یکشنبه ی سومین روز آذر دور هم جمع شده ایم تا در محیطی صمیمی میزبان دوست عزیز ، نویسنده ی وبلاگ ( فاطمیون ) باشیم . ایشان خود را اینگونه معرفی کردند : از سال 81 شروع به وبلاگ نویسی کرده ام . فاطمیون هفتمین وبلاگ من است . به صورت فعال در حال حاضر وبلاگ دیگری هم دارم که کاملا سیاسیست . دلیل ایجاد وبلاگ فاطمیون هم برای من انتقال بعضی افکار و ایده های ذهنی خودم به دیگران بود . چند بار برای نوشتن در روزنامه ها از من دعوت شد ولی علاقه ای نداشتم چون بیشتر روزنامه ها سیاسی و جناحی بودند .
*** گزارش نقد :
*نوشتن شعر را با چه سبکی شروع کردید و به کدام سبک گرایش بیشتری دارید ؟ و در مورد موضوع اشعارتان که بیشتر در مورد مسئله ی انتظار هست توضیح بدهید : بیشتر شعر هایی که در وبلاگ گذاشته ام سبک قدیمی است و از قالب های سنتی استفاده کرده ام . البته رشته ی من در دبیرستان ریاضی بوده است و در زمینه ی ادبیات اطلاعات کمی دارم و شعرهایی که میگویم در واقع اطلاعاتی است که در ذهنم دارم و سعی میکنم در قالب شعر هایی که قبلا خوانده ام پیاده کنم . شروع کار من با شعر نو بود . در دوران دبیرستان به خاطر علاقه ی زیادی که به سهراب سپهری داشتم و شعر های ایشان را زیاد میخواندم شعر هایی به همان سبک میگفتم . آشنایی بیشتر من با سهراب هم از طریق صدای مرحوم خسرو شکیبایی و دکلمه های عالی ایشان از شعرهای زیبای سهراب بود . *ظاهرا وبلاگ دیگری دارید که در آن مطالب سیاسی مینویسید . آیا گرایش سیاسی خاصی دارید ؟ و آیا این عقاید در وبلاگ فاطمیون اثر نداشته است ؟ عقاید سیاسی من در این وبلاگ هیچ تاثیری نداشته است . البته اگر به طور مثال من از آقای خامنه ای مطلبی در وبلاگم گذاشته ام به این دلیل است که ایشان را به عنوان یک راهنما برای مسیر زندگی خود میشناسم . *چرا اسم فاطمیون را انتخاب کردید ؟ شکل و شمایل من خیلی با الانم متفاوت بود . طی اتفاقی که در زندگی من رخ داد با حضرت زهرا (س) آشنا شدم . این آشنایی عمق پیدا کرد و باعث رشد من شد و به همین خاطر این اسم را انتخاب کردم . *مخاطبان وبلاگتان از چه قشری هستند ؟ مذهبی یا غیر مذهبی ؟ چون اکثر مطالب وبلاگ شعر است به صورت موقت حتی غیر مذهبی ها را هم جذب میکند . من خواننده ی مسیحی و کلیمی هم دارم . قشری از مسیحی ها و کلیمی ها به حضرت ابوالفضل اعتقاد دارند . شعری از حضرت نوشتم که باعث این آشنایی ها شد . *نسبت به اینکه هویتتان در وبلاگ آشناست چه احساسی دارید ؟ آیا به نظرتان اگر مخفی میماند راحت تر بود یا الان بهتر است ؟ هویت من صد در صد آشکار نیست . بیشتر در حد جلسات وبلاگ است . وگرنه دوستان قدیمی زیادی دارم که هنوز با هویت من آشنا نیستند . البته آشکار بودن یا نبودن نویسنده بستگی به خودش و سبک مطالبش دارد . یک وبلاگ با محتوای مذهبی یا شعر دلیل ندارد مخفی بماند . *چطور وبگردی میکنید ؟ به وبلاگهای غیر مذهبی هم سر میزنید ؟ بیشتر وبلاگ هایی را که سر بزنند و کامنت بگذارند را سر میزنم . بستگی به این دارد که مذهبی را چطور تعریف کنیم . هر کسی بالاخره یک اعتقادی دارد و به نوعی مذهبی است . به نظر من آدم غیر مذهبی خیلی کم داریم . حداقل در مملکت خودمان اینطور است . فقط ظاهر ها فرق میکند . *در اشعارتان حس لطیفی جریان دارد . از اول به همین شکل بود یا قلمتان طی زمان صیقل خورده است ؟ من کاری نکردم . آیت الله بهجت جایی فرمودند به چیزهایی که میدانید عمل کنید . یکی از این موارد واجبات و محرمات است. که اگر این کار را انجام دهید حکمت در قلب شما جاری و ساری میشود . من هم سعی کردم در این مسیر گام بردارم . اثر کوچکی از این سعی و تلاش این بوده است که میبینید . *مطالب وبلاگ اکثرا شعر هستند . آیا از اول با این هدف وارد شدید که شعر بنویسید یا منظور خاصی دارید ؟ خیلی به صورت اتفاقی به این سمت کشیده شدم . مواردی که میخواستم رویشان کار کنم یکی مسئله ی تاریخ بود که یک پست گذاشتم اما دیگر فرصت نشد ادامه بدهم . کار دیگر کلام بزرگان بود که احساس می کردم میتواند برای خیلی از جوانان موثر باشد اما وقتی وارد فضای وبلاگی شدم شعر های بیشتری گفتم و سعی کردم شعرهایی که خودم میگویم را در وبلاگ قرار بدهم . نیت اولیه ام شعر نویسی نبود و میخواستم اگر در وبلاگ شعر هم مینویسم از مولانا یا حافظ باشد ولی به این سمت کشیده شدم . *شعرهایتان نشات گرفته از چه چیزی هستند ؟ از دلم . دل تاثیر زیادی از محیط اطراف و همچنین ارتباطی که با فضای خارج از دنیا ، یعنی خدا دارد میگیرد . من 95 درصد شعر هایم را اشک زیادی برایشان ریخته ام . *این الهام از کجا می آید ؟ ارتباطی که با خدا و اهل بیت دارم . سعی کردم در کنار فعالیت های اجتماعی زیادی که دارم ارتباط خودم را با چیز هایی که میدانستم اصل هستند قطع نکنم . *یکی از پست های سال 86 شما که فکر کنم اولین پستتان بود به نظرم خیلی جالب آمد و این حس را به من منتقل کرد که شما رزمنده باشید . یا از خانواده ی ایثار گران . آیا گرایش خاصی به جنگ دارید ؟ البته پدر من رزمنده بودند . بعد از آشنایی با حضرت زهرا (س) من عکسی دیدم از یک بسیجی که پشت پیراهنش نوشته بود: ( میروم تا انتقام سیلی زهرا بگیرم ) که خیلی روی من اثر داشت . اینطور بود که زمینه ای شد تا با خیلی از مناطق جنگی و رزمندگان جنگ و شهدا آشنا بشوم . *شما برای سرودن اشعار چقدر وقت میگذارید ؟ بعضی ها بین یک تا دو ساعت کمتر یا بیشتر . مواقعی هست که شعری را دو بیت مینویسم ولی نمیتوانم ادامه بدهم . یا به طور مثال شعری داشتم به نام تعظیم عشق که 10 روز طول کشید . با روز اول محرم شروع شد و تا روز عاشورا پایان یافت . *آیا پیش آمده است که شعری حسی بگویید ؟ هیچ وقت سعی نکردم کلمات را کنار هم بچینم . همیشه سعی کرده ام . آنچه در ذهن دارم را بنویسم . *فونت مطالبتان چرا یکسان نیست ؟ در موضوع ویراستاری کمی ضعیف هستم . قبول دارم . کم پیش امده در ورد تایپ کنم و بعد در وبلاگ قرار بدهم . فقط رنگ نوشته ها را بعضی وقتها دستکاری کرده ام . *عده ای برای شعر قداستی قائل میشوند که میگویند شعر نباید وسیله ی انتقال عقیده باشد آیا به نظر شما شعر وسیله ی مناسبی برای انتقال باور و عقیده هست ؟ در علم منطق داریم که شعر یکی از صناعات خمس است و ابزار انتقال حرف معرفی کرده اند ولی در همان علم منطق از شعر برای بیان برهان و استدلال استفاده نمی کنند ، چون شعر از روی احساس هست . و خب البته که میتواند ابزار باشد . *کدام شعرتان بیشتر برایتان جذاب بوده است که با خودتان زمزمه اش کنید ؟ شعری را که بیشتر با خودم زمزمه میکنم در وبلاگ ننوشته ام . اما از شعرهای داخل وبلاگ شعر تعظیم عشق را خیلی میپسندم . *در یکی از شعر هایتان از اسمتان استفاده کردید . آیا دلیل خاصی داشتید؟ همیشه دوست داشتم وحیدِ رضا باشم اشاره به همین موضوع بوده است . *هر شاعری معمولا زمان هایی را تجربه کرده است که انگار حس میکند در این لحظه باید نوشت و شروع به نوشتن میکند . آیا چنین حسی را داشته اید؟ در بیشتر شعر ها برای من این حالت وجود دارد . مخصوصا در ابیات اول به این شکل است . ولی در ابیات بعد بعضی وقتها شده است که تصمیم گرفته ام شعر را ادامه بدهم و با توسل بتوانم شعر را به پایان برسانم . *تا به حال پیش آمده است که شعری بنویسید و فکر کنید که خودتان نیستید که مینوسید بلکه قلم از جایی دیگر کنترل میشود ؟ گفتن این قضیه خیلی سخت است . نمیتوانم به این شکل بازگو کنم . *به نظر شما که یک وبلاگ نویس مذهبی هستید ، چرا جوانان امروز کمتر مذهبی مینویسند ؟ مشکل اینجاست که در دید مذهبی همیشه نگاه ها به سمبل ها بوده و کسانی که نماد بوده اند . مثلا در تشیع روحانیت را نماد خودمان کرده ایم و با خود اسلام اشتباه گرفته ایم و آنقدر مقدس کرده ایم که وقتی از یک روحانی اشتباهی سر بزند به هیچ عنوان نمیتوانیم بپذیریم و دین را زیر سوال میبریم . شاید ایراد اصلی به مبلغینی است که نتوانسته اند خوب مفاهیم را انتقال بدهند . *در محیط وبلاگی چند وبلاگ هم ردیف خودتان که مذهبی بنویسند سراغ دارید ؟ من نمیتوانم آمار بدهم ولی تا آنجا که خودم دیده ام باید بگویم خیلی کمند . خیلی ها هم خط و راهشان را با چند اتفاق عوض کردند و از مذهبی به عادی تبدیل شدند . *به نظر شما چه باید کرد ؟ باید فرهنگ سازی بشود . فرهنگ سازی هم کار یک نفر و ده نفر و یک گروه نیست . باید یک برنامه ی منسجم و قوی داشته باشیم . *لینکهای وبلاگ شما خیلی کم است و تنوع موضوعی دارد . چرا ؟ معیار انتخابتان چه بوده است ؟ دوستانی که پیشنهاد دادند را لینک کرده ام البته اگه فرصت داشتم به دوستان بیشتری سر میزدم و وبلاگ های بیشتری را لینک می کردم . *نظر شما درباره ی فیلترینگ چیست ؟ به نظر من فیلترینگ باید برای وبلاگ هایی باشد که ادبیات فحاشی دارند . گاها حتی پیش می آید که یک وبلاگ نویسی مذهبی نیز ادیات بدی برای بیان حرف هایش دارد و با لحن نا مناسبی مینویسد . به نظر من فیلترینگ برای این دست وبلاگ ها باید باشد . *از اشتباه مبلغین و تردید جوانان گفتید آیا به نظر شما تردید جوانان اشتباه است ؟ نه اتفاقا به نظر من درست است . منتها اگر واقعا دغدغه داریم باید جوان ها را به سمت تفکر سوق بدهیم . من نمیگویم ایمان نباید باشد فقط تفکر باشد یا برعکس . این دو را باید کنار هم و به صورت دو خط کنار هم داشت . *معمولا در نوشته ها بحث استفاده از تشبیهات است که شعر یا متن را زیبا میکند . شما در نوشته های اخیر بیشتر از کنایه استفاده کرده اید . آیا دلیل خاصی داشتید ؟ شاید حالات روحی من در متن ها اثر گذاشته است . احساس میکنم در چند ماه اخیر آن ارتباط همیشگی را با خدا ندارم و دور شده ام . *تاثیر پذیریتان از این جلسات چه بوده است ؟ نقد وبلاگ من مصادف شد با اولین باری که به این جلسات پا گذاشتم . اینجا و در این مدت چیزهای زیادی یاد گرفتم و برایم جلسات مفیدی بود . *آیا این تاثیرات در نوشته هایتان هم نمود داشته است ؟ بله . انتقاد های بعضی دوستان خیلی سازنده بود . *به عنوان آخرین صحبت : تشکر از همه ی دوستانی که حضور داشتند و کسانی که دوست داشتند شرکت کنند ولی به خاطر مسافت زیاد نتوانستند .
جلسه با خوانش شعری توسط برادر بزرگوار به پایان رسید .
************************************** نظر کارشناسی درخشنده : نویسنده ی محترم وبلاگ فاطمیون ، با دل می نویسد ، اما نه دلنوشته ! بلکه حرف دل خود را عاقلانه به هنر نظم زینت می بخشد. صفا و صمیمیت قلم نویسنده ی محترم وبلاگ ، موجی از لطافت را در قلم زیبایش جاری می کند ، و همانگونه که خود گفت : لطافت قلمش از بینش وسیع مذهبی او نشات می گیرد . و هر زمان که زنگار بر دلش نشیند ، قلمش نیز از آن تاثیر گرفته و به جای تشبیه و مشبهات ، از کنایه بهره می گیرد! ویژگی بارز قلم این نویسنده ، قلم اوست که با دلش به رقص در می آید ، نه با عقلش !
************************************** دوستان و یاران شرکت کننده در این جلسه :
************************************** *** گزارش تصویری:
+
نوشته شده در ساعت توسط
|
|
|||||
|
|||||