|
|
|
||||
|
گزارش نقد وبلاگ مورخ ۲۸ مهرماه ( وبلاگ سخنی از یک دوست )
پیش نقد :
عصر یکشنبه 28 مهر ماه است و اینبار جمع وبلاگ نویسان جلسات نقد وبلاگی دور هم جمع شده اند تا میزبان آقای رضا حبیبی ( نویسنده ی وبلاگ سخنی از یک دوست ) باشند . رضا حبیبی دانشجوی رشته ی فناوری و اطلاعات است . و آنطور که از مطالب وبلاگش بر می آید مساله ی ازدواج جوانان و موانع آن ، از دغدغه های اساسی اوست . می گوید وبلاگ نویسی را از بهمن 86 تا مرداد 87 در بلاگفا دنبال کرده و پس از آن به علت برخی مشکلات بلاگفا فعالیت خود را در بلاگ اسکای ادامه می دهد .
گزارش جلسه ی نقد :
*اکثر مطالب شما در مورد ازدواج است . وقتی هنوز ازدواج نکرده اید ، چرا در این زمینه کار میکنید ؟ در کشور ما مساله ای هست به نام ترس از ازدواج ، و این را آنقدر بزرگ کرده اند که خیلی ها حاضر نیستند ازدواج کنند . با مطالعاتی که داشتم فهمیدم کمتر در این مورد صحبت شده است . *پست های وبلاگ شما هم سیاسی است و هم مذهبی . چرا پراکنده و بدون سبکی خاص مینویسید ؟ در ابتدا چون هدف مشخصی نداشتم کمی پراکنده نویسی شد ولی الان به هدف مشخص تری رسیده ام . *الان بیشتر روی چه چیز هایی تاکید دارید ؟ روی مسائل اجتماعی و خانواده
*وقتی میخواهی دغدغه های خودت رو بیان کنی بهتر نیست با زبان خودت و حرف های خودت برای هم نسل های خودت حرف بزنی ؟ در پست های آخرم به این موضوع بیشتر نزدیک شده ام و متوجه شده ام این شیوه بهتر است . * بیشتر مباحثی که از ازدواج مطرح کردی برگرفته از آیات و روایات و نگاه دینی به این قضیه بود . ولی از مسائل اقتصادی و اجتماعی کمتر صحبت کردی . چرا ؟ طرح بررسی و صحبت پیرامون مشکلات اجتماعی و اقتصادی را هم دارم و قصد دارم به آنها بپردازم ولی تنها مشکل این نیست . خیلی از جوانان با اینکه مشکل اقتصادی ندارند ، خیلی علاقه مند به ازدواج نیستند . البته والدین هم باید کمک کنند و اگر نتوانند خود جوان باید زحمت بکشد . *راجع به انتخابات در پست هایتان تاکید شدید داشتید و گفته بودید : مردم درست رای بدهند که آن دنیا باید جواب بدهند . آن پست زمانی نوشته شد که پدرم کاندید بود ، آن هم در شهری که مردم سطح فرهنگی پایینی داشتند . و البته این اعتقاد را دارم که هر فردی در مقابل رای خود مسئول است . *تا اینجا در مورد مساله ی ازدواج جواب هایی دادید ولی سوال بیشتر در مورد خانواده هایی است که وضع مالی مناسبی ندارند . آیا در مطالبتان به آنها هم پرداخته اید ؟ در مورد شروع زندگی ، فکر نمیکنم مراسم باید آنقدر مجلل باشد که جوان ها نتوانند از پس خرجش بر بیایند . پایین آوردن سطح توقع و قانع بودن خیلی میتواند کمک کند . *به عنوان یک جوان اگر خانواده مخالف باشند آیا نظرشان را میپذیری یا از احساسات پیروی میکنی ؟ و اگر به دنبال دلت بروی با نبود حمایت خانواده چه میکنی ؟ همیشه آدم نباید دنباله روی حرف دل باشد . گاهی باید با عقل تصمیم گرفت .
*اگر با شخصی مواجه شدی که به این شکل تصمیم میگیرد چطور به او کمک میکنی ؟ سعی میکنم با صحبت کردن قانعش کنم . *بعضی مواقع پیش می آید که افراد با عقلشان تصمیم میگیرند ولی دلایل شخصی دارند که خودشان را قانع میکند . در این مورد چه نظری داری ؟ در این مورد آدم باید با پدر و مادر و همچنین چند نفر دیگر مشورت کند و کمک بگیرد . همیشه نباید صرفا به احساس تکیه کرد . *باز خوردهای وبت از دید حرف های متداول خواننده ها چه بوده است ؟ من وبلاگ گردی نمی کنم و مخاطب های وبلاگم تعداد افراد ثابتی هستند . در کل با دید مثبت نگاه شده . *چرا تعدادپست ها در طول یک ماه کم است ؟ چون دانشجو هستم وقت نمیکنم تعداد پست های بیشتری بگذارم . *بعضی از پست هایتان را نیمه کاره میگذارید که این مخاطب را ناراحت میکند . یا در بعضی موضوعات واکنش هایی داشتید مثل واکنش علیه (google earth ) ، ولی پست شما در مورد لوگوی مقابله با صهیونیسم برعکس بود . یک جور بی ثباتی و تضاد در حرفها و نوشته هایتان دیده میشود . چرا ؟ در مورد پست انزجار نویسنده من نبودم ولی نظر شخصی من اینست که چگونه دم از تحریم محصولاتی میزنیم که مرتبا از آنها استفاده میکنم و طبیعتا این هرگز به معنی تایید صهیونیسم نیست . *اگر دختر داشتید به شخصی با شرایطی که در پست هایتان مینویسید میدادید ؟ بله چون به حرفم اعتقاد دارم این کار را می کردم . *از لحن مشخصی در نوشته هایتان استفاده نمی کنید چرا ؟ حق با شماست دارم سعی میکنم نگارشم را بهتر کنم . *تا حالا در کامنت ها دست برده اید ؟ یا کامنتی باعث شده در مطالب خودتان دست ببرید ؟ یک بار در قضیه ی پست انزجار بعضی کامنت ها را حذف کردم ولی در کل دست نمی برم . پیش آمده است که نظر مفید بعضی دوستان به بهتر شدن پست بینجامد و استفاده کرده ام . *مطلبی از قول دکتر مظاهری داشتید در مورد سن بلوغ . لطفا توضیح بدهید ؟ من فقط نقل قول کردم . تا حدودی موافق بودم اما چون دکتر مظاهری را قبول داشتم بیان کردم . *گاها ممکن است که بلوغ عقلی وجود نداشته باشد . آنوقت چه ؟ شما بلوغ فکری را در چه میبینید ؟ قدرت تصمیم گیری و برنامه ریزی برای زندگی و خب این را باید خود فرد بفهمد و به آن برسد . *در مطالبتان از پیش فرضهایی که دو جوان نیاز دارند تا وارد زندگی بشوند کم صحبت کرده اید . چرا ؟ این بحث ، بحث خیلی وسیعی است . و باید وقت زیادی بگذارم . حرف شما را قبول دارم و باید بیشتر روی این مسائل کار کنم . *دستاوردی که از این جلسه داشتید چه بود ؟ باید به دنبال این باشم که بیشتر مطالعه کنم و روی نگارش مطالب بیشتر کار کنم . و در آخر اینکه توکل به خدا و توجه به دیدگاه های دینی در مورد مساله ی ازدواج را به همه ی جوانان توصیه میکنم .
................................................................................................................. نقد کارشناسی درخشنده : وبلاگ سخنی از یک دوست ، وبلاگی آموزشی است که نویسنده ی محترم آن سعی کرده است نوشته هایش تاثیر مستقیم آموزشی بر ذهن خواننده ، داشته باشد. او معضل جوانان را در حال حاضر مشکلات ازدواج دانسته و سعی کرده است با بررسی زوایای مختلف ، روش هایی را برای رفع این مشکل ارایه دهد. استفاده از شیوه ی مستقیم در بیان مشکل و ذکر دلایل برای مرتفع نمودن مشکل اعلامی ، شیوه ی خاص قلم نویسنده ی محترم وبلاگ می باشد.
+
نوشته شده در ساعت توسط
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
وبلاگ جلسه ی آینده مورخ ۲۸ مهر ماه ۸۷:
آدرس : تهران خیابان سید جمال الدین اسد آبادی ( یوسف آباد) خ ۲۱ پارک شفق. فرهنگسرای دانشجو - سرای کتاب . از ساعت ۱۷ الی ۱۹ . حضورتان باعث غنای بیشتر مراسم می گردد.
+
نوشته شده در ساعت توسط
|
|
|||||
|
|||||