تبليغاتX
Image and video hosting by persiangig گزارش جلسات هفتگی نقد وبلاگ

وبلاگ مورد نقد جلسه ی آینده (۳۰ تیرماه)

وبلاگ ققنوس

وبلاگ ققنوس

http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gifhttp://i31.tinypic.com/vhw3uu.gifhttp://i31.tinypic.com/vhw3uu.gifhttp://i31.tinypic.com/vhw3uu.gifhttp://i31.tinypic.com/vhw3uu.gifhttp://i31.tinypic.com/vhw3uu.gifhttp://i31.tinypic.com/vhw3uu.gifhttp://i31.tinypic.com/vhw3uu.gifhttp://i31.tinypic.com/vhw3uu.gifhttp://i31.tinypic.com/vhw3uu.gifhttp://i31.tinypic.com/vhw3uu.gifhttp://i31.tinypic.com/vhw3uu.gifhttp://i31.tinypic.com/vhw3uu.gifhttp://i31.tinypic.com/vhw3uu.gifhttp://i31.tinypic.com/vhw3uu.gifhttp://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif

گزارش نقد وبلاگ این هفته :

http://fpi.persianblog.ir

وبلاگ خواب تا مرگ

                            گزارش جلسه ی نقد وبلاگ از خواب تا مرگ :

 

 

              

پیش نقد !

 

یک شنبه 23 تیر ٰفضای سرای کتاب فرهنگسرای دانشجو ٰ در بحبوحه گرمای تابستانی ٰ به صمیمیت جمع کافه وبلاگی ها که دور هم جمع شدند تا وبلاگ "از خواب تا مرگ "را نقد کنند ٰحال و هوای قشنگی به خود گرفت.

 

او که همراه با اعضای خانواده اش در سرای کتاب حضور یافته بود ٰ تا به سوالات و بحث های جمع دوستان پاسخ گوید  ، در معرفی کوتاهی از خودش  می گوید :

 

 دربابل به دنیا آمده و حالا در تهران در دانشگاه امیر کبیر درس میخواند و رنگ سبز را دوست دارد ٰ.

     

نویسنده ی وبلاگ از خواب تا مرگ ، درباره وبلاگش گفت:

 

از سال 81 به طراحی وب سایت علاقمند شدم چون برادرم در رشته کامپیتر قبول شده بود از او طراحی وب را یاد گرفتم از همان موقع هم شروع کردم به نوشتن وبلاگ.  که نوشته هایم همه تقلیدی از نوشته های گل آقا بود. اما از سال 83 به بعد تصمیم گرفتم این روش را عوض کنم و خودم باشم. بنابراین همه نوشته های قبلی را پاک کردم و با نوشتن پست کاسه چوبی فصل جیدیدی را در وبلاگ نویسی آغاز نمودم.

پس از توضیحات آقای دانشفر ، سوالات آغاز گردید :

 

 

             

 

 

شما قلم تندی دارید که دایم از دیگران انتقاد میکنی. چرا از این قلم تند بی پروا استفاده میکنی؟

 

چون ما در وبلاگ فرصت مقاله نویسی نداریم. در مقاله به دلیل طولانی بودن شاید از موضوع اصلی دور شویم اما چون در وبلاگ فرصت و فضای ما محدود است ترجیح میدهم تند و تیتر وار بنویسم. وحق مطلب را با همان نوشته های تیتر وار ادا کنم. اینطوری بهتر منظور را میفهمانم و یک راست میروم سر اصل مطلب.

 

- فکر نمیکنی این انتقادها به کسی بر بخورد؟(چون خیلی تند بیان می شود.)

 

 من حق را میگویم. من تند انتقاد میکنم که ناراحت بشوند و کمی فکر کنند چون اگر ناراحت نشوند که یعنی انگار نه انگار

 

 آی دی آدرس وبلاگ fpi است این آدرس با    fbi چه نسبتی دارد؟

 

نسبت که ندارد !!این آدرس مخفف اول نام من برادرم و دخترخاله ام است.

 

-در  پست های وبلاگ شما اغلب نگرانی از وضعیت جامعه را به و ضوح میبینیم.

چرا؟ دلیل این همه نگرانی چیست؟

 

چون در جامعه ای زندگی میکنیم که نگران کننده است. همه معترضند اما کسی مخالفتی نمیکند. به جای رک گویی همه پشت سر هم غیبت میکنند. اما آنچه من مینویسم همه آن چیزی است که میبینم و من عقایدم را بی کم کاست بیان میکنم آنچه مینویسم حاصل نگرانی من از وضع موجود است مثل داستان دختر کفاش.

 

- بعصی وبلاگها که وضعیت اعتراضی داشته اند فیلتر شده اند از این قضیه نمی ترسی؟

 

نه من قصد دارم تا آخر پیش بروم . در ضمن اینها تخیل است و کسی نمیتواند جلوی تخیل را بگیرد..

 

-در مطالبت زیاد ازآزادی حرف میزنی آزادی را خودت تعریف کن.

 

آزادی یعنی رعایت حد و حدود قانون و آنچه قانون معین کرده. مثل قانون اساسی ما که حق آزادی بیان را قایل شده.

 

-اما بسیار پیش آمده که شما در ویلاگت در چارچوب قانون عمل نکرده اید!

 

طبیعی ست اگر از آزادی منع شوی به سوی آزادی دیگری میروی.

 

در مطلبی در وبلاگتان با طرح امنیت اجتماعی به وضوح مخالفت کرده اید چرا؟

 

یادم هست که متن و دوستم تازه به خانه و محله جدید اسباب کشی کرده بودیم. ساعت 3 عصر برای خرید از خانه خارج شدیم .  در روز روشن در آن موقع از ما دزدی شد . بعد از یک ساعت و نیم که پلیس آمد به ما میگفتند شما دو  نفر با این قد و هیکل عرضه نداشتید از پس  آن دزد ها بر آیید؟

گفتم: اگر شما هم زیر گلویتان چاقو گذاشته بودند از پسشان بر نمی آمدید. اتفاق آن روز و  دیدن بعضی مسایل در کلانتری باعث شد فکر کنم پلیس ما نقطه ضعفهایی دارد که باید به رفع آنها بپردازد و ما هنوز مسایل مهمتراز طرح امنیت اجتماعی و مبارزه با بد حجابی داریم.

 

               

 

- چرا بالای پست های تند و تیزت مینویسی تخیلات یک روانی؟

 

من این  جمله را همیشه مینویسم. و آن را از فیلم اعتراض الهام گرفتم. وقتی دیدم در آنجا یک دیوانه منطق خودش را دارد. اگر کسی از مطالبت خوشش نیاید در نهایت میگوید او یک روانی ست.

 

-گاهی پیش می آید که پست هایت را به کسانی تقدیم میکنی. آیا اینها عمدی ست و از تقدیم مطالب به افراد ، منظور خاصی داری؟

 

نه به جز 2 تا که به افراد خاص بود بقیه تقدیمها را رندوم وار انتخاب میکنم.

 

-ضمن تجلیل ازشما به خاطر دفاعت از آزادیٰ میخواهم بدانم منظورشما از صلح که در نوشته هایت زیاد به آن اشاره میکنی چیست؟راستی چرا تکلیفت را با خودت روشن نمیکنی؟مسیر تو معلوم نیست! دینٰ سیاستٰ اجتماع.... چرا مسیرت را معلوم نمیکنی و در یک جهت پیش نمیروی؟

 

صلح از نظر من یعنی سکوت !

وقتی دو اندیشه باهم مخالف اند و باهم نمیسازند باید در مقابل هم سکوت کنند و این معنی صلح است . در مورد دوم هم من دوست دارم در باره همه چیز بنویسم چون همه به هم ربط دارند.

 

-به نظر من صلح با سکوت برقرار نمیشود. هر کس معتقد است که او بر حق است. به جای سکوت هم فکری بهتر است و قبول یکدیگر.

 

بله اما همان همفکری هم یک طوری یعنی سکوت یکی .و کوتاه آمدن از مواضع.

 

                

 

-آیا به نظر خوانندگانت احترام میگذاری ؟ و عقیده آنها برایت مهم است؟

 

احترام در مقابل احترام است.

من تا سال 85 برای خوانندگان و بر اساس نظر آنها مینوشتم اما حالا مطالبم از پوشه های خاصی که حاصل افکار شخصی خودم هستند انتخاب میشوند.

 

-در آخرین پست منظور شما از جانباز کیست؟ یعنی چه که همه باید جانباز شوند؟

 

بیشترین مساله من فیلم اخراجیها بود.

 منظورم این بود که اخلاق بسیجی را همه ما یاد بگیریم. مثل جانباز عزیز شیمیایی که درجمع ماست ومن هرچه از جنگ یاد گرفتم مدیون اخلاق زیبای اویم که مارا کنار هم جمع کرده و الگوی خوب و شریفی برای همه ماست.

 

- پیمان وبلاگ نویس با پیمان غیر وبلاگ نویس چقدر فرق کرده؟ آیا نوشتن وبلاگ در تو اثر خاصی داشته؟

 

تنها تاثیرش آن بوده که با دوستان جدید آشنا شدم . اما واقعا نمیتوانم انکار کنم که با پستهایم زندگی میکنم.

 

-به عنوان یک نسل سومی که در گذشته حضور نداشتی انتظارت از جامعه چیست؟

 

بیشترین مساله من با جنگ است.

من در این جلسات با عزیزانی آشنا شدم که چهره واقعی جنگ را به من نشان دادند.و من به آنها مدیونم.

اما میخواهم آن عده ای که از جنگ برگشته اند یا آن را از نگاه خودشان دیده اند مسیر مورد نظر خودشان را به زور به ما تحمیل نکنند همین.

 

- جریان این میو میو که آخر مطالبت مینویسی چیست؟

 

خدا بگویم چکار کند آن کسی را که این میو میو در دهان من انداخت.

 

 آیا اینگونه جلسات نقد روی نوشته هایت  اثر دارد؟

 

همین قدر میدانم که جلسات ما خیلی پخته تر شده اند. اما نه ،عقاید دیگران در نظر شخصی من اثر ندارند.

 

-وبلاگ شما به چه سمتی میرود آیا ثبات پیدا کرده؟

 

بله اینطور فکر میکنم و قصد دارم حالا حالا ها در همین مسیر و با همین شرایط پیش یروم. بعدا را نمیدانم.

 

-شیعه یعنی چه؟

 

پیرو- پیروی از هر چیز- میدانم که مرز نشینان ما که در جنگ اولین دفاع را کردند سنی بودند و ترجیح میدهم توضیح دیگری ندهم و بحث را به چالش نکشم.

 

-آن طناب دار بالای وبلاگت یعنی چه؟

 

وقتی با ناداوری از جشنواره علمی خوارزمی حذف شدم به فکر آن طناب دار افتادم و بعد از آن هم در هیچ رقابت علمی شرکت نکردم.

 

                

 

 

                                      نقد کارشناسی درخشنده :

ویژگی منحصر به فرد وبلاگ از خواب تا مرگ ، صداقت و یک دستی ظاهر و باطن نویسنده ی محترم آن است !

صداقتی که گاهی به مرز سیال ذهن می رسد ! یعنی منافع فردی دیگر دیده نمی شود و تنها بیان مطلب است که مهم است ...

استفاده ی به جا و مناسب و برخورداری از تخیل قوی در نوشته های نویسنده ی محترم وبلاگ ، از برجسته ترین نکاتی است که می توان بهترین آموزش را فرا گرفت .

توجه به موضوعات روز با نگرش به آسیب شناسی اجتماعی ،  از دیگر ویژگی های این وبلاگ می باشد.

اما نکته ای را که همیشه خدمت این وبلاگ نویس بزرگوار و فرهیخته عرض کرده ام ، در اینجا نیز بعنوان حسن ختام عرض می کنم ، باشد که لااقل در اینجا ، مورد توجه این نویسنده ی توانا قرار گیرد :

                                  جز راست نباید گفت

 

                                  هر راست نشاید گفت!

 

  بزرگواران و اساتید شرکت کننده در جلسه :

 

                                       از خواب تا مرگ

                                       وروجک های بی سواد

          تخريبچي دوران

          از اين انبوه سيب خورها حالم بهم ميزند

       دريچه اي به سوي ملكوت

درخت بي سايه

    سيب گنديده

سخني از يك دوست

روياي نيمه تمام

وبلاگ ققنوس

مهندس شيعه 

يك بهانه

قرآن ام پي تري

كاغذ دعوت تو در دست من

نم نم

 دكتر كوچولو

از گور برگشته

دنياي سبز من

ماماني هستي

سايه صبور

برگی از دفتر خاطرات من

داستانک

فاطمیون

نوای نی

از میان دل بی تاب من

آتش پنهان درون

   دادگاه رسمي

مهر آفرین

crule fox

توحید

 

و ۷ میهمان گرامی دیگر .

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   |